نوشته فیزیکدانان مشهور ایرانی اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>
ابوعلی حسین بن عبدالله بن حسن بن علی بن سینا، مشهور به ابوعلیِ سینا، ابن سینا و شیخ الرئیس (زادة ۳۵۹ ه.ش در بخارا – درگذشتة ۲ تیر ۴۱۶ در همدان، ۹۸۰–۱۰۳۷ میلادی)،همهچیزدان، پزشک، ریاضیدان، منجم، فیزیکدان، شیمیدان، روانشناس، جغرافیدان، زمینشناس، شاعر، منطق دان و فیلسوف ایرانی و از مشهورترین و تأثیرگذارترینِ فیلسوفان و دانشمندان ایرانزمین است که به ویژه به دلیل آثارش در زمینه فلسفه ارسطویی و پزشکی اهمیت دارد. وی نویسنده کتاب شفا یک دانشنامه علمی و فلسفی جامع است و القانون فی الطب یکی از معروفترین آثار تاریخ پزشکی است.
وی ۴۵۰ کتاب در زمینههای گوناگون نوشتهاست که شمار زیادی از آنها در مورد پزشکی و فلسفه است. جرج سارتن در کتاب تاریخ علم وی را یکی از بزرگترین اندیشمندان و دانشمندان پزشکی میداند. همچنین وی او را مشهورترین دانشمند دیار ایران میداند که یکی از معروفترینها در همة زمانها و مکانها و نژادها است. هم چنین وی در زمره فیلسوفان بزرگ جهان قرار دارد. دانشنامة فلسفة دانشگاه تنسی ابن سینا را تأثیرگذارترین فیلسوف جهان پیش از دوران مدرن معرفی میکند.
کتاب قانون ابن سینا در پزشکی به سال ۱۹۷۳ در شهر نیویورک ایالات متحده آمریکا تجدید چاپ گردیدهاست.
آرامگاه بوعلیسینا در میدان بوعلی سینا در مرکز شهر همدان واقع شدهاست.
ابن سینا در روستای افشانه نزدیک بخارا (در ازبکستان کنونی و ایران بزرگ در سده پنجم هجری قمری) متولد شد. زبان مادری اش فارسی بود. پدرش که از صاحب منصبان در حکومت سامانی بود وی را به مدرسه بخارا فرستاد تا در آنجا به خوبی تحصیل کند. پدر و برادر ابن سینا مجذوب تبلیغات اسماعیلیه شده بودند، اما ابن سینا از آن دو پیروی نکرد. وی حافظه و هوشی خارقالعاده داشت. بهطوریکه در ۱۴ سالگی از آموزگار خود پیشی گرفت.
او علم منطق را از استادش ابو عبدالله ناتلی آموخت. او کسی را نداشت که از وی علوم طبیعی یا داروسازی را فرا بگیرد و پزشکان مشهور از دستورکارهای او پیروی میکردند. البته وی در فراگیری علم متافیزیک ارسطو دچار مشکل شد که تنها به کمک اغراض مابعدالطبیعه فارابی توانست آن را بفهمد. او امیر خراسان را از یک بیماری سخت نجات داد. امیر خراسان در ازای این کار اجازه داد که ابن سینا از کتابخانه باشکوه مخصوص شاهزادگان سامانی استفاده کند. در سن ۱۸ سالگی، ابن سینا بر بسیاری از علومی که بعدها شناخته شدند، تسلط یافت. پیشرفتهای بعدی وی، مرهون استدلالهای شخصی وی بود.
بخشی از زندگینامه او به گفته خودش به گفته از شاگردش ابو عبید جوزجانی بدین شرح است:
پدرم عبدالله از مردم بلخ بود در روزگار نوح پسر منصور سامانی به بخارا درآمد. بخارا در آن عهد از شهرهای بزرگ بود. پدرم کار دیوانی پیشه کرد و در روستای خرمیثن به کار گماشته شد. به نزدیکی آن روستا، روستای افشنه بود. در آنجا پدر من، مادرم را به همسری برگزید و وی را به عقد خویش درآورد. نام مادرم ستاره بود من در ماه صفر سال ۳۷۰ از مادر زاده شدم. نام مرا حسین گذاشتند چندی بعد پدرم به بخارا نقل مکان کرد در آنجا بود که مرا به آموزگاران سپرد تا قرآن و ادب بیاموزم. دهمین سال عمر خود را به پایان میبردم که در قرآن و ادب تبحر پیدا کردم آنچنان که آموزگارانم از دانستههای من شگفتی مینمودند. در آن هنگام مردی به نام ابوعبدالله به بخارا آمد او از دانشهای روزگار خود چیزهایی میدانست پدرم او را به خانه آورد تا شاید بتوانم از وی دانش بیشتری بیاموزم. زمانی که ناتلی به خانة ما آمد، من نزد آموزگاری به نام اسماعیل زاهد، (که از شاگردان حریربن عبدالله سجستانی بود)[نیازمند منبع] .فقه میآموختم و بهترین شاگرد او بودم و در جدل که شیوة دانشمندانِ آن زمان بود، تخصصی داشتم.
ناتلی به من منطق و هندسه آموخت و چون مرا در دانش اندوزی بسیار توانا دید به پدرم سفارش کرد که مبادا مرا جز به کسب علم به کاری دیگر وادار سازد و به من نیز تأکید کرد جز دانش آموزی شغل دیگر برنگزینم. من اندیشة خود را بدانچه ناتلی میگفت میگماشتم و در ذهنم به بررسیِ آن میپرداختم و آن را روشنتر و بهتر از آنچه استادم بود فرامیگرفتم تا اینکه منطق را نزد او به پایان رسانیدم و در این فن بر استادِ خود برتری یافتم. چون ناتلی از بخارا رفت من به پژوهش و مطالعه در علم الهی و طبیعی پرداختم. اندکی بعد میلی در فراگرفتن علم طب در من پدیدار گشت. آنچه را پزشکان پیشی نوشته بودند همه را به دقت خواندم، چون علم طب از علوم مشکل بهشمار نمیرفت، در کوتاهترین زمان در این رشته موفقیتهای بزرگ بدست آوردم تا آنجا که دانشمندان بزرگ علم طب به من روی آوردند و در نزد من به تحصیل اشتغال ورزیدند. من بیماران را درمان میکردم و در همان حال از علوم دیگر نیز غافل نبودم. منطق و فلسفه را دوباره به مطالعه گرفتم و به فلسفه بیشتر پرداختم و یک سال و نیم در این کار زمان صرف کردم. در این زمان کمتر شبی سپری شد که به بیداری نگذرانده باشم و کمتر روزی گذشت که جز به مطالعه به کار دیگری دست زده باشم.
نوشته فیزیکدانان مشهور ایرانی اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته سرگرمیهای خانگی فیزیـک اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>
عایقهای حرارتی و برودتی یکی از مهمترین عوامل در بهینه سازی مصرف انرژی هستند، چیزی که ما روزمره از آن به کرات استفاده میکنیم و همچنین حالتهای مختلف آن را در اطراف خود مشاهده میکنیم بدون اینکه از فیزیک آن اطلاع داشته باشیم.
اگر بکوشند شما را قانع کنند که پوستین اصلا گرم نمیکند، چه خواهید گفت؟ لابد فکر میکنید که شوخی میکنند. ولی اگر با چند آزمایش این ادعا را به شما ثابت کنند چه؟
مثلا چنین آزمایش کنید.
به دماسنج نگاه کنید، دماسنج چه درجهای را نشان میدهد و آن را توی پوستین بپیچید و بعد از چند ساعت بیرون بیاورید. خواهید دید که حتی ۴/۱ درجه سانتیگراد هم گرم نشده است و همان درجه حرارتی را نشان میدهد که قبلا نشان داده بود. این دلیل برای آنکه پوستین گرم نمیکند. حتما ممکن است گمان کنید پوستین سرد میکند.
دو کیسه یخ بردارید، یکی را توی پوستین بپیچید و دیگری را در اتاق بگذارید. وقتی یخ کیسه توی اتاق آب شد، پوستین را باز کنید، خواهید دید که یخ کیسه توی پوستین حتی شروع به آب شدن هم نکرده است. بنابراین پوستین نه تنها یخ را گرم نکرده است، بلکه گویی سرد هم کرده است و آب شدن آن را به تاخیر انداخته است.
حقیقت این است که گرم کردن به مفهوم حرارت دادن نیست. پوستین گرم نمیکند، چراغ گرم میکند، بدن آدم گرم میکند، زیرا همه اینها منبع تولید گرما هستند. پوستین خودش حرارت تولید نمیکند، بلکه فقط مانع آن میشود که حرارت بدن ما از بدن دور شود. به این دلیل است که حیوانات خونگرم که بدنشان منبع گرماست، با پوستین بیشتر خود را گرم احساس میکنند، تا بدون پوستین.
نه دماسنج و نه یخ هیچ یک منبع گرما یا سرما نیستند و پوستین به عنوان یک عایق، با قابلیت هدایت حرارت فوقالعاده کم عمل میکند. برف هم، به این مفهوم کلمه، مانند پوستین، زمین را گرم میکند. قابلیت هدایت حرارت برف، فوق العاده کم است، به این دلیل مانع میشود که حرارت زمینی که زیر آن است، خارج شود. در زمینی که قشری از برف آن را پوشانده است، گرماسنج در اکثر موارد، در حدود ۱۰ درجه بیشتر نشان میدهد، تا در زمینی که از برف پوشیده نشده است.
بدین ترتیب به سوال “آیا پوستین گرم میکند؟” باید پاسخ داد: “پوستین فقط به ما کمک میکند که خودمان، خودمان را گرم کنیم” اگر بگوییم: ما پوستین را گرم میکنیم نه پوستین ما را، صحیحتر است.
پس از نگاه کردن به یک جسم روشن- مانند یک لامپ یا فلاش دوربین عکاسی – ممکن است حتی پس از این که نگاه خود را از آن برمی دارید تصویر آن جسم را ببینید. این اثر پایدار بصری “پس دید” نامیده میشود.
چراغ قوه
کاغذ سفید
نوار سیاه مات ( مانند نوار کاست )
کاغذ سفید را روی شیشهی چراغ قوه چسبانده و همهی نقاط آن را با نوار چسب سیاه بپوشانید. در وسط، قسمتی را خالی بگذارید تا نور از آن بیرون بتابد. این قسمت خالی میتواند مربع، مثلث یا هر شکل ساده و قابل تشخیص دیگری باشد.
در یک اتاق تاریک چراغ قوه را روشن کنید. همانند شکل آن را به طرف چشم خود گرفته و به مدت ۳۰ ثانیه به نقطه ای از شکل روشن وسط آن خیره شوید. سپس به یک دیوار خالی نگاه کنید و چندین دفعه چشمانتان را باز و بسته کنید. به شکل و رنگ تصویری که روی دیوار میبینید توجه کنید.
آزمایش را دوباره انجام داده و این بار پس از نگاه کردن به چراغ، به کف دست، وبار دیگر به دیواری که در فاصلهی دورتری قرار دارد خیره شوید. اندازهی تصویری که روی کف دست و روی دیوار میبینید را با هم مقایسه کنید.
حال چشم چپ خود را بسته و با چشم راست به شکل روشن وسط چراغ قوه خیره شوید. سپس چشم راست را ببندید و با چشم چپ به دیوار سفید نگاه کنید. آیا هیچ پس دیدی میبینید؟
نوشته سرگرمیهای خانگی فیزیـک اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته از انیشتین تا امروز اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>
آلبرت اینشتین (به آلمانی: Albert Einstein) (به آلمانی آینشتاین و انگلیسی آینستاین و به فارسی انیشتین یا انیشتاین) (زاده ۱۴ مارس ۱۸۷۹ – درگذشته ۱۸ آوریل ۱۹۵۵) فیزیکدان نظری یهودی الاصل آلمانی بود. او بیشتر، به خاطر نظریّه نسبیت و به ویژه برای همارزی جرم و انرژی (E=mc۲ که از آشناترین رابطهها در فیزیک بین غیرفیزیکدانهاست) شهرت دارد.
علاوه بر این، او در بسط تئوری کوانتوم و مکانیک آماری سهم عمدهای داشت. اینشتین جایزه نوبل فیزیک را در سال ۱۹۲۱ برای خدماتش به فیزیک نظری و به خصوص به خاطر کشف قانون اثر فوتوالکتریک دریافت کرد.
او به دلیل تأثیرات چشمگیرش، به عنوان یکی از بزرگترین فیزیک دانانی شناخته میشود که به این جهان پا گذاشتهاند.
آلبرت اینشتین در ۱۴ مارس ۱۸۷۹ میلادی در شهر اولم واقع در ایالت پادشاهی وورتمبرگ آلمان (در ۹۲ کیلومتری اشتوتگارت)، در خانوادهای یهودی به دنیا آمد. اولین رد پای مکتوب این خانواده از قرن هفدهم از مردیست به نام «باروخ موزس آینشتاین» که در حوالی دریاچه کنستانس زندگی میکرده و تاجر اسب و پارچه بوده. آلبرت حدوداً یک ساله بود که خانواده او به شهر مونیخ نقل مکان کرد. پدر آلبرت، هرمان اینشتین با شراکت برادر خود یک کارگاه لولهکشی آب و گاز تأسیس نمود که با موفقیت چشمگیری شروع به کار کرد. پس از رونق گرفتن کار، دو برادر در سال ۱۸۸۵ تصمیم گرفتند با همکاری اهل خانواده یک کارخانه تولید لوازم الکتریکی به نام (Elektrotechnische Fabrik J. Einstein & Cie) با گرایش تولید نیروگاه برق برپا کنند و توانستند برای چند شهر در آلمان و ایتالیا نیروگاه برق بسازند.
akseki escort bayan
آلبرت خیلی دیرتر از بچههای معمولی، عاقبت در سن سه سالگی شروع به حرف زدن کرد. به دلیل پیشرفت کند کلامی اینشتین، و گرایش او به بیتوجهی به هر موضوعی که در مدرسه برایش خستهکننده بود و در مقابل توجه صرف او به مواردی که برایش جالب بودند باعث شده بود که برخی همچون خدمه منزل آنها، او را کند ذهن بدانند.
نوشته از انیشتین تا امروز اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته از نیـوتـن تا انیشتین اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>
سِر ایزاک نیوتن (به انگلیسی: Sir Isaac Newton) ; زاده ۲۵ دسامبر ۱۶۴۲ – درگذشته ۲۰ مارس ۱۷۲۷) فیزیکدان، ریاضیدان، ستارهشناس، فیلسوف و شهروند انگلستان بودهاست.
نیوتون در سال ۱۶۸۷ شاهکار «اصول ریاضی فلسفة طبیعی» را به نگارش درآورد. در این کتاب، او مفهوم گرانش عمومی را مطرح ساخت و با تشریح قوانین حرکت اجسام، علم مکانیک کلاسیک را پایه گذاشت. از دیگر کارهای مهم او بنیانگذاری حساب دیفرانسیل و انتگرال است. نام نیوتن با انقلاب علمی در اروپا و ارتقای نظریة خورشید-مرکزی پیوند خوردهاست. او نخستین کسی است که قواعد طبیعی حاکم بر گردشهای زمینی و آسمانی را کشف کرد. وی همچنین توانست برای اثبات قانونهای حرکت سیارههای کپلر برهانهای ریاضی بیابد. در جهت بسط قوانین نامبرده، او این جستار را مطرح کرد که مدار اجرام آسمانی مانند دنبالهدار، لزوماً بیضوی نیست، بلکه میتواند هذلولی یا شلجمی نیز باشد. افزون بر اینها، نیوتن پس از آزمایشهای دقیق دریافت که نور سفید ترکیبی از تمام رنگهای موجود در رنگین کمان است. او فرضیة موجی کریستیان هویگنس را دربارة نور رد کرد. از دیدگاه نیوتن نور جریانی از ذرات است که از چشمة نور به بیرون فرستاده میشوند.
نیوتن دیدگاهی نزدیک به دئیسم داشتهاست و بسیاری از پژوهشگران و زندگینامه نگاران از او را به عنوان یک دئیست نزدیک به مسیحیت یاد میکنند. döşemealtı escort bayan
نوشته از نیـوتـن تا انیشتین اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته مدیریت اوقات فراغت اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>
فراغت در زبان انگلیسی از Licere,Leisure و نیز Edse به معانی سهولت، آسانی، راحت، فراغت و آسایش گرفته شده است. در فرهنگ دهخدا، فراغت به معنای آسایش و استراحت، ضد گرفتاری از کار و مشغله، فراغت داشتن و فراموش کردن آمده است(فرهنگ لغت حییم،۱۳۸۵). دکتر محمد معین نیز در بیان فراغت چنین گفته است: پرداختن از فراغ، آسایش و استراحت. فراغت داشتن به معنای آسوده بودن و آرامش داشتن است(فرهنگ معین).
«اوقات فراغت» به برهه ای از زندگی شخصی اتلاق میگردد که صرف تلاش معاش نشده یا به حفظ موقعیت زیستی بدن اختصاص نیافته است، بنابراین اوقات فراغت به برهه ای از زمان گفته میشود که در آن حق انتخاب(آزادی گزینش) وجود دارد(احسانی، ۱۳۸۳).
افروز معتقد است که منظور از «اوقات فراغت» فرصت و زمانی است که انسان مسئولیت پذیر هیچ گونه تکلیفی یا کار موظفی را عهده دار نبوده، زمان در اختیار اوست که با میل و انگیزه شخصی به امر خاصی بپردازد، به دیگر سخن : فراغت زمانی است که پس از به انجام رساندن کار وتکلیف موظف روزانه، باقی مانده و انسان فرصت مییابد که با رغبت، علاقه و انگیزه شخصی فعالیت یا برنامه خاصی را انتخاب نماید(افروز، ۱۳۷۰).
واژه «اوقات فراغت» را اینگونه تعریف میکند: منظور از فراغت، سرگرمی ها، تفریحات وفعالیتهای است که به هنگام آسودگی از کار عادی با شوق و رغبت، افراد به سوی آن رو میآورند(عصاره، ۱۳۷۷).
دومازدیه جامعه شناس فرانسوی و مولف کتاب به سوی یک تمدن فراغت معتقد است که «اوقات فراغت» مجموعه فعالیتهای است که شخص پس از ارزشیابی از تعهدات و تکالیف شغلی، خانوادگی، اجتماعی با میل و اشتیاق به آن میپردازد و غرضش استراحت، تفریح، توسعه دانش یا به کمال رساندن شخصیت خویش، یا به ظهور رساندن استعدادها خلاقیتها و با بالاخره مشارکت آزادانه در اجتماع است(عصاره، ۱۳۷۷).
به نظر میرسداز میان تعاریف ارائه شده تعریف دومازدیه تقریبا جامع ترین تعریف برای اوقات فراغت است که در آن علاوه بر ویژگیهای اوقات فراغت به کارکردها و نتایج آن نیز اشاره نموده است.
واژه انگلیسی Leisure به نظر میآید که از واژه لاتین Licere مشتق شده به معنی «مجاز بودن» یا آزاد بودن است. از این رو واژهی فرانسوی Loisir به معنی وقت آزاد و واژهی Licence به معنی مجوز یا آزادی عمل میباشد. بنابراین واژه فراغت در زبان ما با پیچیدگی معانی همراه است. عموماً بر حسب «آزادی از اجبار»، «فرصت انتخاب»، «زمان اضافه ای که پس از انجام کار باقی مانده باشد»، یا به عنوان «زمان آزادی که پس از وظایف ضروری اجتماعی باقی میماند»، تعریف میشود. به هر حال، طبق نظر پاریز، اوقات فراغت خود منزلهی پدیده ای اجتماعی در الزامات و ضرورتهای اجتماعی درگیر شده و بخوبی میتواند به منزلهی تجسمی از روش کلی زندگی به حساب آید. چنین عقیده ای فوراً مفهوم فرهنگ را به میان میآورد. مفهوم اوقات فراغت واکنشهای متفاوت گسترده ای را امکان پذیر میسازد.
عموماً اوقات فراغت مخالف کار تلقی میشود اما کار یک شخص میتواند برای دیگری فراغت باشد و فعالیتهای چندی ویژگیهای کار و اوقات فراغت تلقی میشود، اما بسیاری از فعالیتهای غیر کاری- از جمله فعالیتهای خانگی، اجتماعی، اختیاری و گروهی- اجبار قابل ملاحظه ای را شامل میشوند. بعضی اوقات فراغت را به منزلهی فرصتی برای استراحت و تفریح تلقی میکنند اما اغلب مردم اوقات فراغتشان را در کار اختصاصی، مطالعه، رشد فردی، آموزش جدی، انضباط، فشار یا نوشتن کتابی صرف میکنند.
takipçi satın al
مشکلات در رابطه با تعریف و شناخت اوقات فراغت بسیار زیاد است.اکثر نظریهها در قرن بیستم به وجود آمده است. بسیاری از آنها از مشکلات انقلاب صنعتی ناشی شده اند. از آن موقع تا کنون صدها نظریه و تعریف دربارهی اوقات فراغت ارائه شده است. از میان انبوه آثار ادبی، پنج نگرش هر چند متمایز اما همپوشان قابل تمیز میباشند.
نوشته مدیریت اوقات فراغت اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته سیر مفهومی مدیریت دانش اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>
فرهنگ. واژهای فارسی و مركب از دو جزء“ فر” و “هنگ” است ”فر” پیشوند و به معنی جلو، بالا و بر است و“ هنگ“ از ریشه اوستائی“ تنگا“ است، به معنی «كشیدن، سنگینی و وزن». این واژه از نظر لغوی، به معنی بالا كشیدن، بركشیدن و بیرون كشیدن است. در ادبیات فارسی به مفهومیكه برخاسته از ریشه كلمه باشد، نیامده است.
مفهوم فرهنگ از نظر تنوع، وسعت معانی، سیر تاریخی و برداشت ادبی، دارای ابعاد گستردهای است و امروزه در همه زمینههای علوم انسانی، هر پژوهش و نگرشی، نیازمند شناخت كلی و شیوههای تحول آن است. تمام علوم، بویژه رشتههای علوم انسانی، فرا راه پژوهشهای خود به پرتوی از چراغ فرهنگ شناسی نیازمندند. اهمیت شناخت فرهنگ با ابعاد وسیع، متنوع و انسان شمول آن در علوم اجتماعی، امروزه به جایی میرسد كه بگویند: “ انسان حیوانی است با فرهنگ” (روح الامینی، ۱۳۶۵)
در این فصل با مفهوم فرهنگ از ابعاد مختلف آشنا خواهید شد. همچنین به تعاریف مختلف فرهنگ اشاره میشود و در انتها سازمان تعریف میشود.
فرهنگ درادبیات فارسی
در ادبیات فارسی فرهنگ بر حسب زبان و مورد، با مفاهیم مختلف بكار رفته است . در شاهنامه، فردوسی واژه فرهنگ را مترادف با مفهوم دانش و هنر میداند.
در قابوسنامه، واژه فرهنگ مترادف با هنر و به معنی“ آموختن“ و“ بكار بستن“ آمده است. در كتاب لغت برهان قاطع، به معنی دانش و عقل آمده است. با شروع تعلیم و تربیت جدید در ایران، واژه فرهنگ به معنی آموزش و پرورش بكار رفت و در كتب و مقالاتی كه در این زمینه از زبانهای انگلیسی و فرانسوی ترجمه شده واژه فرهنگ در برابر كلمه Education بكار رفته است. همچنین وزارتخانهای كه به امر تعلیم و تربیت میپرداخت، وزارت فرهنگ نامیده شد. (روح الامینی، ۱۳۶۵)
در ادبیات و زبان عربی، واژه“ ثقافه“ را دانشمندان علوم اجتماعی عرب، معادل آن قرار دادهاند، این لغت از ریشه“ ثقف“ به معنی آموختن، ماهر شدن و یافتن آمده است. در كتابهای علوم اجتماعی جدید، نویسندگان كلمه“ الثقافه“ را در كنار كلمه فرهنگ قرار میدهند. (روح الامینی، ۱۳۶۵)
واژه فرهنگ در زبانهای فرانسوی و انگلیسی با كلمه كولتر ”و كالچر“ كه در اصل به معنی كشت و زرع است. در ادبیات فرانسه، معنی این كلمه از پرورش گیاهان به پرورش حیوانات و بالاخره پرورش انسان تعمیم یافت. امروزه در كتابهای لغت فرهنگ نامهها در برابر كلمه Gulture، واژه فرهنگ قرار میگیرد و عمدتاً محققان در آثار و تالیفات خود، این دو لغت را به یك معنا به كار میبرند.
تعاریف گوناگونی برای فرهنگ ارائه شده است. انسان شناسان برای فرهنگ بیش از ۱۶۴ تعریف ارائه كردهاند برخی از این تعریف شامل همه چیز است، از قانون ومذهب گرفته تا هنر، در حالیكه برخی دیگر برجهت گیریهای ارزشی ۱ خاص نظیر فردگرایی یاجمع گرایی تاكید میكند. در یك محیط تجاری كه اعدادوارقام حرف اول را میزنند، فرهنگ غالبا شفاف یا بسیار مبهم ارزیابی میشود. فرهنگ واژهای است كه كاربرد اصلی آن در دو زمینه است. در یك زمینه فرهنگ در گستردهترین معنی میتواند به فرآوردههای تمدنی پیچیده و پیشرفته اشاره داشته باشد كه در چنین معنایی به چیزهایی مانند ادبیات، هنر و فلسفه، دانش و فن شناسی باز میگردد و آشنایی و برخورداری از ظرافتهای زندگی، قدرشناسی و خشنودی بر گرفتن از آنها را نمایان میسازد. از این رو فرهنگ در این معنا به فرهیختگی انسان اشاره دارد و آموختنیهای وی را نمایان میسازد. در زمینه دیگر فرهنگ از سوی مردم شناسان و دیگر كسانی كه موضوع انسان را بررسی میكنند به كار میرود و در این معنی به آفریدههایاندیشه، عادات و اشیاء مادی اشاره دارد كه در پی انباشت آنها سازگاری پیچیدهای بین انسان و محیط طبیعی وی پدید میآید. در معنی نخست جدایی بین انسان و دیگر گونههای جانوران است. جانوران نمیتوانند فرهنگ پدید آورند یا آنچه را آموختهاند به دیگران بیاموزند و بدین سبب از انسان جدا هستند. در مفهوم دوم است كه شماری از دانشمندان مردم شناسی، فرهنگ را یك سبك یا شیوه زندگی یا رفتار انسانی میدانند و از این رو بر این باورند كه گروههای متفاوت مردم شیوههای متفاوتی برای زندگی در پیش میگیرند. (طوسی، ۱۳۷۲)
تعاریف زیادی تاكنون از فرهنگ شده است. در این میان جامعه شناسان و مردم شناسان بیشتر به تعریف و تبیین فرهنگ پرداختهاند، چند نمونه از تعاریف مهم فرهنگ آورده میشود (طوسی، ۱۳۷۲) ادوارد تیـلور، فـرهنـگ را مجموعهای از آداب و رسوم، معتقدات، استعدادها، هنر، مذهب، اخلاق، و قوانین تعریف كرده است. (فرجاد، ۱۳۶۱)
۱ Value Orientations
نوشته سیر مفهومی مدیریت دانش اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته فیزیک در زندگی روزمره اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>
عدسی، یا لنز (Lens) از ابزارهای نوری است که نور در اثر عبور از آن میشکند و همگرا یا واگرا میشود. عدسیها از مادههای شفاف مانند شیشه و پلاستیک ساخته میشوند. عینک طبی و ذرهبین و لنز دوربینهای عکاسی و دوربین دوچشمی همه با عدسی ساخته شدهاند. عدسیها از نظر شیوه شکست نور در آنها به دو دسته همگرا (محدب یا کوژ) و واگرا (مقعر یا کاو) تقسیم میشوند. یک عدسی ساده تنها از یک عنصر نوری تشکیل شده است. یک عدسی مرکب از یک مجموعه عدسی ساده که یک محور مشترک دارند تشکیل شده است. مزیت عدسی مرکب نسبت به عدسی ساده این است که بسیاری از بیراهشهای نوری در آن قابل رفع هستند در حالی که این کار تنها با یک عدسی ساده امکانپذیر نیست. کاربرد عدسی تنها به امواج نوری محدود نمیشود، هر ابزاری که سایر امواج الکترومغناطیسی در اثر عبور از آن بشکند نیز عدسی خوانده میشود، به طور مثال لنز پارافین برای امواج مایکروویو وجود دارد.
این عدسیها طوری برش داده شدهاند؛ که لبه آنها نازکتر از وسط آنها است. مثلا ذره بین یک عدسی همگرا است. هر عدسی دارای یک کانون است. درواقع وقتی یک دسته پرتو نور موازی به عدسیهای همگرا بتابد، این پرتوها پس از عبور از عدسی در یک نقطه جمع میشوند؛
به این نقطه کانون عدسی همگرا میگویند. در عمل برای پیدا کردن کانون یک عدسی همگرا میتوانیم آنرا جلوی نور خورشید قرار دهیم و در طرف دیگرآن یک ورق کاغذ را طور جابجا کنیم که یک نقطه نورانی روی کاغذ تشکیل شود؛ این نقطه کانون است. فاصله این نقطه تا عدسی را فاصله کانونی میگویند. هر چه فاصله کانونی کوچکتر باشد عدسی قویتر است؛ وهمگرایی آن بیشتر است؛
زیرا نور را در فاصله کمتری همگرا کرده است.
توجه کنید که اگر کاغذ را مدت زیادی در کانون عدسی همگرا که نور خورشید به آن میتابد ,قرار دهیم، ممکن است کاغذ آتش بگیرد.
نوشته فیزیک در زندگی روزمره اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته دنیای شگفت انگیز فیزیک اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>
اگر پیگیری و جستجوی دانش به خاطر خود آن باشد ما آن را تحت عنوان “علوم محض” یا “علوم پایه” طبقهبندی میکنیم. توسعه و بسط روشهای استفاده از دانش، “علوم کاربردی” را تشکیل میدهند. به عنوان مثال، اختر شناسی عمدتاً جزو علوم محض است ولی رشتههای مهندسی “علوم کاربردی” هستند. مطالبی که در آینده مطالعه میکنیم ترکیبی از مفاهیم پایهای (که باور داریم یادگیری آن به خودی خود مهم است) و مثالهایی از روشهای مختلفی که این مفاهیم در زندگی روزمره ما کاربرد دارند، است.
در کنار علوم محض و کاربردی، روشهای دیگری برای طبقهبندی حیطههای مختلف علم وجود دارد. علوم فیزیکی (فیزیک و زمینشناسی دو مثال آن هستند) ، علوم زیستی (زیستشناسی و پزشکی) و علوم اجتماعی (روانشناسی و جامعهشناسی) نیز حیطههای مختلف علوم هستند. همانند بسیاری از طبقه بندیهایی از این نوع، این حیطهها همپوشانی دارند. مثلاً بیوفیزیک نمونهی خوبی از همپوشانی فیزیک و زیستشناسی است.
تعریف فیزیک به سادگی برخی حیطههای علم مثل زیستشناسی (مطالعهی موجودات زنده) نیست. اگر از چندین فیزیکدان بخواهید که این کلمه را تعریف کنند، به احتمال زیاد دو پاسخ یکسان را پیدا نمیکنید. یک تعریف خوب و مناسب از فیزیک میتواند این باشد:
فیزیک راهی برای مدل کردن قوانین حاکم بر طبیعت و پیش بینی کردن پدیدههای جدید است.
در آینده مطالب بیشتری در مورد ساختارهای ماده (مثل اتم و هسته)، چگونگی بر هم کنش ماده توسط گرانش، الکتریسیته، مغناطیس… . میآموزیم. در خود فیزیک، تقسیم بندیهای گستردهای وجود دارد. جدول زیر برخی حیطههای متداول که در آن فعالیتهای تحقیقاتی امروزه صورت میگیرد آورده شده است.
در برچسبهای روی ضد یخ نوشته است، ضد یخ و ضد جوش. اما مگر میشود یک مایع هم ضد یخ باشد و هم ضد جوش؟
آنچه که ما باید به آن توجه کنیم این نکته است که مواد محلول در آب نقطه انجماد را کاهش و نقطه جوش را بالا میبرند برای همین مواد محلول از طریق مداخله و ایجاد مزاحمت باری مولکولهای آب نقطه انجمادش را پایین میآورند. اما همین مولکلوهای سمج دامن مولکولهای آب را میچسبند و مانع از آن میشوند تا در اثر گرفتن حرارت تبخیر شده و به هوا روند. از این رو درجه ی جوش را هم بالا میبرند. اما باید توجه کرد که اگر فقط همین مایع را در درون رادیاتور اتومبیل بریزیم چه روی میدهد؟
اول اینکه در ضد یخها معمولا از اتیلن گلیکول استفاده میکنند که وظیفه اصلی آن جلوگیری از خوردگی در سیستمهای اتومبیل است، از سوی دیگر این ماده دارای درجه تبخیر و درجه انجماد بالایی میباشد اما همان طور که میدانیم ترکیبات این ماده به نوعی شبیه ترکیبات الکی است بنابراین درجه جوش آن کمتر از ۱۰۰ درجه میباشد.
بنابراین شرکتهای سازنده درخواست میکنند تا به نسبت یک به یک یا ۵۰ درصد ۵۰ درصد از مخلوط آب و ضد یخ استفاده شود چرا که ضدیخ معمولی زودتر از مخلوط ضدیخ و آب، یخ میزند.
از این رو آب ضد یخ را از یخ زدن باز میدارد، حالا هی بمن بگید خسیسی میکنم دولیتر ضد یخ برای حجم ۴ لیتری رادیاتورم میخرم!
نوشته دنیای شگفت انگیز فیزیک اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>