نوشته سرگرمیهای خانگی فیزیـک اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>
عایقهای حرارتی و برودتی یکی از مهمترین عوامل در بهینه سازی مصرف انرژی هستند، چیزی که ما روزمره از آن به کرات استفاده میکنیم و همچنین حالتهای مختلف آن را در اطراف خود مشاهده میکنیم بدون اینکه از فیزیک آن اطلاع داشته باشیم.
اگر بکوشند شما را قانع کنند که پوستین اصلا گرم نمیکند، چه خواهید گفت؟ لابد فکر میکنید که شوخی میکنند. ولی اگر با چند آزمایش این ادعا را به شما ثابت کنند چه؟
مثلا چنین آزمایش کنید.
به دماسنج نگاه کنید، دماسنج چه درجهای را نشان میدهد و آن را توی پوستین بپیچید و بعد از چند ساعت بیرون بیاورید. خواهید دید که حتی ۴/۱ درجه سانتیگراد هم گرم نشده است و همان درجه حرارتی را نشان میدهد که قبلا نشان داده بود. این دلیل برای آنکه پوستین گرم نمیکند. حتما ممکن است گمان کنید پوستین سرد میکند.
دو کیسه یخ بردارید، یکی را توی پوستین بپیچید و دیگری را در اتاق بگذارید. وقتی یخ کیسه توی اتاق آب شد، پوستین را باز کنید، خواهید دید که یخ کیسه توی پوستین حتی شروع به آب شدن هم نکرده است. بنابراین پوستین نه تنها یخ را گرم نکرده است، بلکه گویی سرد هم کرده است و آب شدن آن را به تاخیر انداخته است.
حقیقت این است که گرم کردن به مفهوم حرارت دادن نیست. پوستین گرم نمیکند، چراغ گرم میکند، بدن آدم گرم میکند، زیرا همه اینها منبع تولید گرما هستند. پوستین خودش حرارت تولید نمیکند، بلکه فقط مانع آن میشود که حرارت بدن ما از بدن دور شود. به این دلیل است که حیوانات خونگرم که بدنشان منبع گرماست، با پوستین بیشتر خود را گرم احساس میکنند، تا بدون پوستین.
نه دماسنج و نه یخ هیچ یک منبع گرما یا سرما نیستند و پوستین به عنوان یک عایق، با قابلیت هدایت حرارت فوقالعاده کم عمل میکند. برف هم، به این مفهوم کلمه، مانند پوستین، زمین را گرم میکند. قابلیت هدایت حرارت برف، فوق العاده کم است، به این دلیل مانع میشود که حرارت زمینی که زیر آن است، خارج شود. در زمینی که قشری از برف آن را پوشانده است، گرماسنج در اکثر موارد، در حدود ۱۰ درجه بیشتر نشان میدهد، تا در زمینی که از برف پوشیده نشده است.
بدین ترتیب به سوال “آیا پوستین گرم میکند؟” باید پاسخ داد: “پوستین فقط به ما کمک میکند که خودمان، خودمان را گرم کنیم” اگر بگوییم: ما پوستین را گرم میکنیم نه پوستین ما را، صحیحتر است.
پس از نگاه کردن به یک جسم روشن- مانند یک لامپ یا فلاش دوربین عکاسی – ممکن است حتی پس از این که نگاه خود را از آن برمی دارید تصویر آن جسم را ببینید. این اثر پایدار بصری “پس دید” نامیده میشود.
چراغ قوه
کاغذ سفید
نوار سیاه مات ( مانند نوار کاست )
کاغذ سفید را روی شیشهی چراغ قوه چسبانده و همهی نقاط آن را با نوار چسب سیاه بپوشانید. در وسط، قسمتی را خالی بگذارید تا نور از آن بیرون بتابد. این قسمت خالی میتواند مربع، مثلث یا هر شکل ساده و قابل تشخیص دیگری باشد.
در یک اتاق تاریک چراغ قوه را روشن کنید. همانند شکل آن را به طرف چشم خود گرفته و به مدت ۳۰ ثانیه به نقطه ای از شکل روشن وسط آن خیره شوید. سپس به یک دیوار خالی نگاه کنید و چندین دفعه چشمانتان را باز و بسته کنید. به شکل و رنگ تصویری که روی دیوار میبینید توجه کنید.
آزمایش را دوباره انجام داده و این بار پس از نگاه کردن به چراغ، به کف دست، وبار دیگر به دیواری که در فاصلهی دورتری قرار دارد خیره شوید. اندازهی تصویری که روی کف دست و روی دیوار میبینید را با هم مقایسه کنید.
حال چشم چپ خود را بسته و با چشم راست به شکل روشن وسط چراغ قوه خیره شوید. سپس چشم راست را ببندید و با چشم چپ به دیوار سفید نگاه کنید. آیا هیچ پس دیدی میبینید؟
نوشته سرگرمیهای خانگی فیزیـک اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته از نیـوتـن تا انیشتین اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>
سِر ایزاک نیوتن (به انگلیسی: Sir Isaac Newton) ; زاده ۲۵ دسامبر ۱۶۴۲ – درگذشته ۲۰ مارس ۱۷۲۷) فیزیکدان، ریاضیدان، ستارهشناس، فیلسوف و شهروند انگلستان بودهاست.
نیوتون در سال ۱۶۸۷ شاهکار «اصول ریاضی فلسفة طبیعی» را به نگارش درآورد. در این کتاب، او مفهوم گرانش عمومی را مطرح ساخت و با تشریح قوانین حرکت اجسام، علم مکانیک کلاسیک را پایه گذاشت. از دیگر کارهای مهم او بنیانگذاری حساب دیفرانسیل و انتگرال است. نام نیوتن با انقلاب علمی در اروپا و ارتقای نظریة خورشید-مرکزی پیوند خوردهاست. او نخستین کسی است که قواعد طبیعی حاکم بر گردشهای زمینی و آسمانی را کشف کرد. وی همچنین توانست برای اثبات قانونهای حرکت سیارههای کپلر برهانهای ریاضی بیابد. در جهت بسط قوانین نامبرده، او این جستار را مطرح کرد که مدار اجرام آسمانی مانند دنبالهدار، لزوماً بیضوی نیست، بلکه میتواند هذلولی یا شلجمی نیز باشد. افزون بر اینها، نیوتن پس از آزمایشهای دقیق دریافت که نور سفید ترکیبی از تمام رنگهای موجود در رنگین کمان است. او فرضیة موجی کریستیان هویگنس را دربارة نور رد کرد. از دیدگاه نیوتن نور جریانی از ذرات است که از چشمة نور به بیرون فرستاده میشوند.
نیوتن دیدگاهی نزدیک به دئیسم داشتهاست و بسیاری از پژوهشگران و زندگینامه نگاران از او را به عنوان یک دئیست نزدیک به مسیحیت یاد میکنند. döşemealtı escort bayan
نوشته از نیـوتـن تا انیشتین اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته مدیریت تحول در سازمان اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>
تحول ضرورت اجتنابناپذیرسازمانهاست. هر سیستمی اگر ثابت باشدپس ازچندی بدلیل وجودقانون آنتروپی مثبت نابود خواهد شد. برای پیشگیری ازفنا، تزریق آنتروپی منفی ضروریست واین همان پویایی در برابر محیط متغیر است. لزوم تغییر درسازمانها همواره چالشی بوده که در مدیران، تفکر وعمل بر پایه آن را پیش کشیده است. بهترین راه رسیدن به آینده، ساختن آن است. مدیرآیندهساز، تحولآفرین و تعالیجوست. تحول درمدیریت پیش شرط مدیریت تحول بوده و به عبارتی این دو، دو روی سکۀ توسعه هستند.
هرگونه تحولی درابعاد مختلف”ساختاری، فنی، شغلی و فرآیندی” سازمان نیازمند تحول درنیروی انسانی آنست که با توجه به تأمین ابعاد سهگانه نیازهای “اجتماعی، سازمانی ومدیریتی” حاصل میگردد. مدیریت تحول جهت پاسخگویی به نیازهای فوق باید”پویایی، یادگیرندگی و نوآوری” را فراموش نکند.
ازآنجاييكه سازمانهادرخلاء فعاليت نميكنندوهريك درمحيط ويژه خودشان برمحيط پيرامون خوداثرگذاشته واثر ميپذيرند عملاًسازمانها بمنظوررفع نيازهاي اجتماعي بوجودآمده و از آنجا كه اين نيازهادرطول زمان دچار تغييرميگردند. سازمانها به منظور پاسخگويي به نيازهاي آتي بايدتغييراتي را بپذيرند.
سازمانها بمنظورادامه حيات خودشان نيازبه اين دارند كه ويژگيهايي نظير؛ يادگيرندگي، ارزش آفريني، مشاركتجويي، خلاقيت، كارآفريني كه مؤلفههاي مديريت نوين هستند را مد نظر قراردهد وآنرا درسازمان توسعه ببخشند. براي اين بايد تحول درعرصه يادگيرندگي، اطلاعات محوري وحاكميت سازمان مجازي را بپذيرد.
براي پيشي گرفتن درعرصه رقابت بايستي دوكاربكنيم:
۱- تبديل منابع به منافع تحت عنوان ظرفيت آفريني
۲- تبديل زمينهها به فرصت رشد تحت عنوان مزيت آفريني
پس در راستاي ظرفيت آفريني يا قابليت سازي شما بايستي نقاط قوت را افزايش و نقاط ضعف سازماني راكاهش دهيد ودرراستاي مزيت آفريني يا ارزش آفريني بايد فرصتها را افزايش و تهديدات سازماني را كاهش دهيد. مديران به منظورانجام چنين عملي يعني دو شرط اصلي تفكر استراتژيك خودشان نيازمند تغييروتحول هستند.
چون بدون حركت نميشود ضعفها را به قوتها وتهديدات را به فرصتها تبديل كرد. حال بادرنظرگرفتن اين واقعيت وبه دليل دونيازمطرح شده(social need) و (organizational need) شما نياز (managerial need) را ميبينيد.
نوشته مدیریت تحول در سازمان اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>