نوشته منظومه های عاشقانه اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>هفتپیکر یا بهرامنامه یا هفتگنبد، چهارمین منظومه نظامی از نظر ترتیب زمانی و یکی از دو شاهکار او (با خسرو و شیرین) از لحاظ کیفیت است. این دفتر را از جهت ساختار کلی و روال داستانی میتوان به دو بخش متمایز تقسیم کرد:
یکی بخش اول و آخر کتاب دربارة رویدادهای مربوط به بهرام پنجم ساسانی از بدو ولادت تا مرگ رازگونه او، که برپایه روایتی تاریخ گونه است؛ دیگری بخش میانی که مرکب از هفت حکایت یا اپیزود از زبان هفت همسر او و از زمره حکایات عبرتانگیزی است که دختران پادشاهان هفت اقلیم (مطابق تقسیم قدما) برای بهرام نقل میکنند.
این منظومه آمیزهای از جنبة حماسی و غنایی است، بدین معنی که بخش هفت گنبد تماماً دارای روح غنایی و تخیل رمانتیک است، ولی بخش تاریخی گونه، اگرچه سعی شاعر بر ترسیم چهرهای حماسی برای بهرام بوده، آمیزهای از جنبه حماسی و عناصر غنایی است. هفتپیکر از گذشته یکی از مضمونهای اصلی نگارگریهای ایرانی–هندی بودهاست.
در هفت پیکر زمین و آسمان و جلوههای جمال این دو با هم پیوند مییابد:
از یک سو هفت گنبد است ساخته بر زمین و هفت روز و هفت رنگ و هفت اقلیم و هفت عروس که جملگی زمینی است، و از سوی دیگر نظیر قرار دادن اینها با «هفت» های آسمانی (چون هفت سیاره و هفت فلک)، و واسطه این دو با همدیگر گنبدی است که چرخ زنان آهنگ عروج به گنبد دوار دارد.
هفت پیکر ستایش داد و رفق، و نکوهش ستم و بیراهی است.
در پایاننامه هفت پیکر حکیم دربارة کتاب میگوید:
مصرعی زرّ و مصرعی از دُر
تهی از دعوی و ز معنی پُر
تا بدانند کز ضمیرِ شگرف
هرچه خواهم درآورم به دو حرف
نوشته منظومه های عاشقانه اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته شاخه نبات ؛ گزیده داستان اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>من در سال ۱۹۶۵ بیست و سه سال داشتم و در حال گذراندن تحصیلات دانشگاهیام بودم تا بتوانم در دبیرستان، زبان و ادبیات تدریس کنم. هوای ماه سپتامبر خنک شده بود و من یک روز صبح خیلی خیلی زود سرگرم درس خواندن در اتاقم بودم. خانهی من تنها ساختمان آپارتمانی در آن خیابان بود و ما در طبقهی ششم زندگی میکردیم.
احساس تنبلی و خوابآلودگی میکردم و هرازگاهی از پنجره نگاهی به بیرون میانداختم. از آن جا میتوانستم خیابان و باغ هرس شدهی دون سزاریوی پیر را ببینم که خانهاش نبش خیابان، درست پشت پیادهروی روبهرویی قرار داشت. ازآنجاییکه خانهی او دقیقاً سر نبش خیابان به طور مورب قطع میشد، شکل یک پنج ضلعی بیقاعده به خود گرفته بود.
کنار خانهی دون سزاریو، خانهی زیبای خانوادهی برناسکونی قرار داشت. یک خانوادهی دوستداشتنی که همیشه با همه مهربان بودند و کارهای خیر انجام میدادند. آنها سه دختر داشتند و من عاشق دخترِ بزرگ خانواده بودم که آدریانا نام داشت. برای همین هم هرازگاهی به پیادهروی آن طرف خیابان نگاهی میانداختم، بیشتر به این خاطر که دلم آن جا گیر کرده بود، نه این که انتظار داشته باشم در چنین ساعتی و صبح به آن زودی او را ببینم.
دون سزاریوی پیر همان طور که همیشه عادت داشت، در حال آب دادن و مراقبت از باغچهی موردعلاقهاش بود که با یک حصار آهنی و سه پلهی سنگی از سطح خیابان جدا میشد.
ازآنجاییکه خیابان خلوت بود، بدون این که بخواهم، توجهام به مردی جلب شد که ناگهان سروکلهاش از جلوی ساختمان کناری پیدا شد و داشت از همان پیادهرویی که جلوی خانهی دون سزاریو و خانوادهی برناسکونی بود به سمت ساختمان ما میآمد. از آنجاییکه مردِ گدا یا ولگردی بود و لباسهای تیره و ژندهی رنگارنگی به تن داشت، طبیعی بود که توجهام به او جلب شود.
نوشته شاخه نبات ؛ گزیده داستان اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته رباعیات خیام اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>| برخیز و بیا بتا برای دل ما | حل کن به جمال خویشتن مشکل ما | |
| یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم | زان پیش که کوزهها کنند از گل ما |
| چون عهده نمیشود کسی فردا را | حالی خوش کن تو این دل شیدا را | |
| می نوش بماهتاب ای ماه که ماه | بسیار بتابد و نیابد ما را |
| قرآن که مهین کلام خوانند آن را | گه گاه نه بر دوام خوانند آن را | |
| بر گرد پیاله آیتی هست مقیم | کاندر همه جا مدام خوانند آن را |
| گر می نخوری طعنه مزن مستانرا | بنیاد مکن تو حیله و دستانرا | |
| تو غره بدان مشو که می مینخوری | صد لقمه خوری که می غلامست آنرا |
| هر چند که رنگ و بوی زیباست مرا | چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا | |
| معلوم نشد که در طربخانه خاک | نقاش ازل بهر چه آراست مرا |
| ماییم و می و مطرب و این کنج خراب | جان و دل و جام و جامه در رهن شراب | |
| فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب | آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب |
| آن قصر که جمشید در او جام گرفت | آهو بچه کرد و شیر آرام گرفت | |
| بهرام که گور میگرفتی همه عمر | دیدی که چگونه گور بهرام گرفت |
| ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست | بی باده ارغوان نمیباید زیست | |
| این سبزه که امروز تماشاگه ماست | تا سبزه خاک ما تماشاگه کیست |
| اکنون که گل سعادتت پربار است | دست تو ز جام می چرا بیکار است | |
| میخور که زمانه دشمنی غدار است | دریافتن روز چنین دشوار است |
عُمَر خَیّام نیشابوری (نام کامل: غیاثالدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خَیّام نیشابوری) (زادهٔ ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ در نیشابور – درگذشتهٔ ۱۲ آذر ۵۱۰ در نیشابور) که خیامی و خیام نیشابوری و خیامی النّیسابوری هم نامیده شدهاست، همهچیزدان،فیلسوف، ریاضیدان، ستارهشناس و رباعیسرای ایرانی در دورهٔ سلجوقی است. گرچه پایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی اوست و لقبش «حجّةالحق» بودهاست،ولی آوازهٔ وی بیشتر با انگیزه نگارش رباعیآتش است که شهرت جهانی دارد. افزون بر آنکه رباعیات خیام را به بیشترِ زبانهای زنده برگردان نمودهاند، ادوارد فیتزجرالد رباعیات او را به زبان انگلیسی برگردانده است که مایهٔ شهرت بیشتر وی در مغرب زمین شدهاست.
یکی از برجستهترین کارهای وی را میتوان سر و سامان دادن و سرپرستی محاسبات گاهشماری ایران در زمان وزارت خواجه نظامالملک، که در دورهٔ پادشاهی ملکشاه سلجوقی (۴۲۶–۴۹۰ هجری قمری) بود، دانست؛ محاسبات منسوب به خیام در این زمینه، هنوز معتبر است و دقتی به مراتب بالاتر از تقویم میلادی دارد. وی در ریاضیات، نجوم، علوم ادبی، دینی و تاریخی استاد بود. نقش خیام در حل معادلات درجهسوم و مطالعاتش دربارهٔ اصل پنجم اقلیدس نام او را به عنوان ریاضیدانی برجسته در تاریخ علم ثبت کردهاست.نوپیدا کردن نظریهای دربارهٔ نسبتهای همارز با نظریهٔ اقلیدس نیز از مهمترین کارهای اوست.
شماری از تذکرهنویسان، خیام را شاگرد ابن سینا و شماری نیز وی را شاگرد امام موفق نیشابوری خواندهاند. صحت این فرضیه که خیام شاگرد ابن سینا بودهاست، بسیار دور از ذهن میداند، زیرا از دیدِ زمانی با هم دگرگونیِ زیادی داشتهاند. خیام در جایی ابن سینا را استاد خود میداند، ولی این استادی ابن سینا، سوی معنوی دارد.
نوشته رباعیات خیام اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته دیوان پروین اعتصامی اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>PARVIN ETESAMI
رخشندهٔ اعتصامی معروف به پروین اعتصامی (زادهٔ ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ در تبریز – درگذشتهٔ ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ در تهران) شاعر ایرانی است که به عنوان «مشهورترین شاعر زن ایران» از او یاد شدهاست. پروین از کودکی فارسی، انگلیسی و عربی را نزد پدرش آموخت و از همان کودکی تحت نظر پدرش و استادانی چون دهخدا و ملکالشعراء بهار سرودن شعر را آغاز کرد. پدر وی یوسف اعتصامی، از شاعران و مترجمان عصر خود بود که در شکلگیری زندگی هنری پروین و کشف استعدادها، و ذوق و گرایش وی به سرودن شعر نقش مهمی داشت. او در بیست و هشت سالگی ازدواج کرد، اما به دلیل اختلاف فکری با همسرش، پس از چندی از او جدا شد. پروین بعد از جدایی، برای مدتی در کتابخانهٔ دانشسرای عالی تهران به شغل کتابداری به کار پرداخت. پروین پیش از چاپ دومین نوبت از دیوان اشعارش، بر اثر بیماری حصبه در سی و پنج سالگی در تهران درگذشت و در حرم فاطمه معصومه، در آرامگاه خانوادگیاش، به خاک سپرده شد. زادروز پروین (بیست و پنجم اسفندماه)، به عنوان «روز بزرگداشت پروین اعتصامی» نامگذاری شدهاست.
تنها اثر چاپ و منتشر شده از پروین، دیوان اشعار اوست، که دارای ۶۰۶ شعر شامل اشعاری در قالبهای مثنوی، قطعه و قصیده میشود. پروین بیشتر به دلیل به کار بردن سبک شعریِ مناظره در شعرهایش، معروف است. شعرهای پروین قبل از چاپ به صورت مجموعه و کتاب، در مجلهٔ بهار و منتخبات آثار از محسن هشترودی و امثال و حکم از دهخدا، چاپ میشدند. موفقیت اولین چاپ دیوان اشعار او سبب پیدایش زمینه برای چاپهای بعدی شعرهای او شد.
پروین اعتصامی از پیروان «جریان تلفیقی» است. مضامین و معانی اشعار پروین، توصیفکنندهٔ دلبستگی عمیق وی به پدر، استعداد و شوق فراوان او به آموختن دانش، روحیهٔ ظلمستیزی و مخالفت با ستم و ستمگران و حمایت و ابراز همدلی و همدردی با محرومان و ستمدیدگان است. اشعار پروین اغلب از حوادث و اتفاقات شخصی و اجتماعی خالیاند. در میان اشعار او، شعری وجود ندارد که با کمک آن بتوان صراحتاً شخص شاعر را شناخت. شعر پروین از دیدگاه طرز بیان مفاهیم و معانی، بیشتر به صورت «مناظره» و «سؤال و جواب» است. در دیوان او بیش از هفتاد نمونه مناظره آمده که وی را از این لحاظ در میان شاعران فارسی برجسته ساختهاست. این مناظرهها نه تنها میان انسانها و جانوران و گیاهان، بلکه میان انواع اشیاء – از قبیل سوزن و نخ – نیز اتفاق میافتد. پروین در بیان مقاصد خود از هنرهای «شخصیتبخشی» و «تخیل» و «تمثیل»، با شیوایی کمنظیری استفادهٔ بسیار کردهاست.
نوشته دیوان پروین اعتصامی اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته کلیات سعدی اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>COMPLETE COLLECTION OF SADI
سعدی شیرازی از بزرگترین شاعران سدهٔ هفتم هجری (سدهٔ سیزدهم میلادی) است و آثار پرشمار و گوناگونی در قالبهای مختلف ادبی از خود به یادگار گذاشتهاست. در یک دستهبندی میتوان آثار او را به دو دسته منثور و منظوم تقسیم کرد. غرض از آثار منثور، آثاری است که به نثر نگاشته شدهاند مانند بخش اعظم گلستان سعدی که البته در لابهلای این اثر بزرگ و جهانی، آیاتی از قرآن، احادیث اسلامی و نیز ابیاتی به فراخور نثر آورده شدهاست. دسته دوم (آثار منظوم)، دربردارندهٔ بوستان سعدی، غزلیات(فارسی و عربی)، قصائد و مامعات چند عنوان دیگر است. از قدیمالایام به مجموعهٔ تمامی این آثار در چارچوب یک یا چند مجلّد، کلیات سعدی اطلاق میشدهاست. کلیات سعدی بارها در خارج و داخل ایران در شکلهای مختلف به چاپ رسیده ولی تا حدود صد سال گذشته در هیچیک از این چاپها تدوینگر کلیات، به دنبال نقل نزدیکترین و منطبقترین آثار با آنچه در واقع از قلم سعدی جاری شده بوده، نمیرفته و این ضعف به سبب عدم آگاهی از روشهای معمول و اصولی تصحیح نسخ دستنوشته کهن رقم میخورد. از زمان تأسیس مراکز آموزش عالی و تدریس علوم روز در حوزه ادبیات و فرهنگ و ایجاد ارتباط با مراکز علمی معتبر جهان، آشنایی محققان با روشهای اصولی تصحیح و جمعآوری و تدوین نسخ قدیمی رقم میخورد و افراد دانشمندی چون محمدعلی فروغی کمر همت به انجام صحیح و دقیق این کار میبندند. محمدعلی فروغی در سال ۱۳۱۶ برای اولین بار و پس از هشت سال ممارست دیوان مصحَّح خود را در چهار مجلد منتشر میسازد و بعد از گذشت چهار سال با کمک حبیب یغمایی گلستان سعدی را در مجلدی جداگانه و با تصحیحی دقیقتر از خود به جای میگذارد. فروغی در پارهای از ابیات که بین نسخهبدلها به شک میافتاده، یکی از آنها را در متن اصلی میآورده و دیگری را در ذیل صفحه آن بیت ذکر میکرده که این عمل بسیار مورد استقبال ادبا و دانشمندان و پژوهشگران قرار گرفتهاست ولی از سویی دیگر باعث افزایش حجم کتاب و در نتیجه ایجاد مشقت برای خوانندگان شده بود. در آن موقع با کسب اجازه از محمدعلی فروغی، دیوان مصحَّح یکجلدی بدون دربرداشتن نسخهبدلها و توضیحات مربوط به آنها نیز به چاپ رسید تا هر کس به فراخورِ نیاز خود اقدام به تهیهٔ آن کند و این مشکل برطرف گردد.
izmir escort
buca escort
izmir escort bayan
escort izmir
نوشته کلیات سعدی اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته دیوان حافظ اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>خواجه شمسالدین محمد بن بهاءالدّین محمد حافظ شیرازی (زاده ح. ۷۲۷(قمری) – درگذشته ۷۹۲(قمری))، معروف به لسانالغیب،ترجمان الاسرار،[ لسانالعرفا و ناظمالاولیا شاعر بزرگ سدهٔ هشتم ایران (برابر قرن چهاردهم میلادی) و یکی از سخنوران نامی جهان است. بیشتر شعرهای او غزل هستند که به غزلیات حافظ شهرت دارند. گرایش حافظ به شیوهٔ سخنپردازی خواجوی کرمانی و شباهت شیوهٔ سخنش با او مشهور است. او از مهمترین تأثیرگذاران بر شاعران پس از خود شناخته میشود. در سدههای هجدهم و نوزدهم اشعار او به زبان های اروپایی ترجمه شد و نام او به گونهای به محافل ادبی جهان غرب نیز راه یافت. هرساله در تاریخ ۲۰ مهر ماه مراسم بزرگداشت حافظ در محل آرامگاه او در شیراز با حضور پژوهشگران ایرانی و خارجی برگزار میشود. مطابق تقویم رسمی ایران این روز را روز بزرگداشت حافظ نامیدهاند.
izmir escort
izmir escort bayan
buca escort
نوشته دیوان حافظ اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته دانشنامه ادبیات جهان اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>ادب یا ادبیات عبارت است از آنگونه سخنانی که از حدّ سخنان عادی، برتر و والاتر بوده است و مردم، آن سخنان را در میان خود، ضبط و نقل کردهاند و از خواندن و شنیدن آنها دگرگون گشته و احساس غم، شادی یا لذّت کردهاند.
در باور همگانی ادبیات یک تیره یا ملت برای نمونه مجموعه متنهایی است که آثار ماندگار و برجسته پیشینیان آن تیره و ملت را تشکیل میدهند. یکی از طبقهبندیهای مشهور و پرکاربرد متنهای ادبی، طبقهبندی دوگانهایست که بر اساس آن متنها به دو گونهی اصلی شعر و نثر تقسیم میشوند. این طبقهبندی سنت دیرینهای در سخن شناسی، زبان فارسی و ادبیات جهان دارد. سخنوران و فیلسوفان از دیرباز در پی پررنگ کردن خط ظریف میانşişli escort این دو و ارایه تعریفی فراگیر و تمیزدهنده از شعر و نثر بودهاند.
ادب واژهای است معرب از فارسی. این واژه از دیدگاه واژهشناسان به معنی ظرف و حسن تناول آمدهاست. برخی نیز در فارسی، ادب را به معنی فرهنگ ترجمه کردهاند و گفتهاند که ادب یا فرهنگ همان دانش است. به از دیگر معانی واژة ادب میتوان به هنر، حسن معاشرت، شیوة پسندیده، با سخن اشاره کرد؛ اما ادب در اصطلاح، نام دانشی است که قدما آن را شامل این علوم دانستهاند: لغت، صرف، نحو، معانی، بیان، بدیع، عروض، قافیه، قوانین خط، قوانین قرائت که بعضی اشتقاق و انشاء راهم بدانها افزودهاند.
البته دیدگاه ادبای قدیم دربارة معنی اصطلاحی «ادب» کمی مختلف است. بعضی آن را فضیلت اخلاقی، برخی پرهیز از انواع خطاها و برخی آن را مانند فرشتهای دانستهاند که صاحبش را از ناشایستیها باز میدارد.
اما علم ادب (ادبیات) یا سخنسنجی یا در دیدگاه پیشینیان اشاره داشتهاست به دانش آشنایی با نظم و نثر از جهت درستی و نادرستی و خوبی و بدی و مراتب آن. اما برخی ادیب را کسی میدانستند که عالم بر علوم نحو، لغت، صرف، معنی، بیان، عروض، قافیه و فروع باشد و برخی خط، قرضالشعر، انشا، محاضره و تاریخ را هم جزو آنها دانستهاند. جرجی زیدان در این باره مینویسد:
«علم ادب در اصطلاح علمای ادبیت مشتمل بر اکثر علوم ادبیه است از قبیل: نحو، لغت، تصریف، عروض، قوافی، صنعت شعر، تاریخ و انساب. و ادیب کسی است که دارای تمام این علوم یا یکی از آنها باشد و فرق مابین ادیب و عالِم آن است که ادیب از هر چیزی بهتر و خوبترش را انتخاب مینماید و عالم تنها یک مقصد را گرفته در آن مهارت مییابد.»
مردم غالباً بین ادبیات و آثار مکتوب دیگر تفاوت قائل میشوند. اصطلاحات «تخیل ادبی» و «شایستگی ادبی» غالباً به منظور تشخیص آثار ادبی از یکدیگر مورد استفاده قرار میگیرند. مثلاً تقریباً تمام انسانهای باسواد دنیا آثار چارلز دیکنز را در زمرة «ادبیات» تلقی میکنند در حالی که برخی از منتقدین، آثار جفری آرچر را شایستة گنجانده شدن تحت عنوان «ادبیات انگلیسی» نمیدانند. گاهی اوقات ممکن است منتقدان برخی از آثار را به دلایلی همچون سطح پایین دستور زبان و نحو، داشتن خط داستانی باورنکردنی یا گسیخته و یا داشتن شخصیتهای متناقض یا غیرقابلباور از زمرة آثار ادبی حذف کنند. اما باید گفت که مفهوم واژة ادب و ادبیات نیز همانند همة پدیدههای دیگر در طول زمان یکسان نمانده و دستخوش تحول گردیده است. بیشتر اقوام قدیم جهان، همچون یونیان، ادب را فقط به معنی و مفهوم شعر به کار میبردهاند و علوم ادبی، نزد آنها علم شعر بوده است و بس.
نوشته دانشنامه ادبیات جهان اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته دانشنامه ادبیات ایران اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>تاریخ ادبیات فارسی یا تاریخ ادبیات پارسی به بررسی تاریخی و جریانشناسی ادبیات زبان فارسی میپردازد. ادبیات فارسی پس از اسلام تاریخی هزار و صد ساله دارد. شعر فارسی و نثر فارسی دو گونه اصلی در ادب فارسی هستند. برخی کتابهای قدیمی در موضوعهای غیرادبی مانند تاریخ، مناجات و علوم گوناگون نیز دارای ارزش ادبی هستند و با گذشت زمان در زمره آثار کلاسیک ادبیات فارسی جای گرفتهاند.
آوازه برخی شاعران و نویسندگان ایرانی از مرزهای ایران بزرگ فراتر رفتهاست. شاعران و نویسندگانی همچون فردوسی، سعدی، حافظ شیرازی، مولوی، خیام و نظامی شهرتی جهانی دارند. در میان چهرههای شناخته شده ادبیات معاصر پارسی در جهان میتوان به صادق هدایت، محمدعلی جمالزاده، هوشنگ گلشیری و جلال آل احمد در ادبیات داستانی و شهریار، نیمایوشیج و احمد شاملو در چامه(شعر) اشاره کرد.
زبان فارسی باستان در شاخه زبانهای ایرانی از گروه زبانهای هندوایرانی خانواده زبانهای هندواروپایی قرار میگیرد. این زبان به زبان فارسی میانه تحول یافت که زبان ادبی و رسمی دوران ساسانیان بود و بعدها به زبان فارسی دری یا فارسی نو تبدیل شد. این زبان از زبان نیاایرانی(زبان ایرانی باستان) سرچشمه گرفتهاست.
فارسی باستان در کنار زبان اوستایی تنها زبانهای ایرانی دوران کهن هستند که متن یا کتیبههایی از آنها به جا مانده است. زبان فارسی باستان در جنوب غربی ایران صحبت میشدهاست و قدیمیترین متنی که از آن به جای مانده به قرن ششم پیش از میلاد مربوط میشود.
زبان فارسی باستان که در دوران پیش از حمله اسکندر به ایران زبان دربار هخامنشی بوده از زبانهای ایرانی جنوب غربی میباشد. این زبان با زبان مادی فاصلهای بسیار نزدیک داشته که احتمالاً دو گویش از یک زبان بودهاند. زبان فارسی باستان که از زبانهایmerter escort ایرانی واروپایی محسوب میشود که احتمالاً در پدیده مهاجرت آریاییان بههمراه زبانهای مادی و اوستایی وارد فلات ایران شدهاست.
این زبان پیش از ورود به سرزمین پارس در جنوب غربی ایران، بر اساس آنچه از کتیبه شلمانسر سوم، پادشاه آشوری بدست آمده در حوالی دریاچه ارومیه رایج بودهاست. در این کتیبه که به سده نهم پیش از میلاد باز میگردد برای نخستین بار نام پارس در زبان آشوری بصورت پارسوا ذکر شدهاست. واژه پارسوا(pārćwa) شکل قدیمیتر واژه پارس(pārsa) دانسته شدهاست.
نخستین سند رسمی زبان فارسی باستان کتیبه بیستون در حوالی کرمانشاه است که به فرمان داریوش یکم نوشته شدهاست. داریوش که این کتیبه از زبان او نقل شده، زبان بکار رفته در آن را زبان آریایی معرفی میکند.
بههمین جهت احتمال این وجود دارد که زبان مادی و فارسی باستان و نیز زبانهای شرقی ایرانی همگی تحت نام آریایی بوده و گویشها و لهجههایی جداگانه در هر منطقه داشتهاند. دوره آغاز تکلم به زبان فارسی باستان در میان فارسیان مشخص نیست اما از شواهد و قرائن زبانشناختی و مقایسه با زبانهای اوستایی و سنسکریت که همدوره زبان فارسی باستان هستند چنین بهنظر میرسد که زبان فارسی باستان مدتها پیش از دوره هخامنشیان نیز تکلم میشد و اشتباههای نگارشی و دستوری در کتیبههای متاخر دوره هخامنشی این حقیقت را القا میکند که فارسی باستان در دهههای پایانی حکومت مزبور احتمالاً زبانی خاموش بودهاست.
زبان فارسی باستان یکی از معدود زبانهای هندواروپایی دوره باستان است که در زمان رواجش مکتوب شده و اسناد مطالعه زبانی برای امروز بجای گذاشته و از اینرو در بسیاری از پژوهشهای زبانشناختی بهعنوان ثابت بکار میرود.
نوشته دانشنامه ادبیات ایران اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>