نوشته نشست نقد کتاب «امتحان سخت» برگزار میشود اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته نشست نقد کتاب «امتحان سخت» برگزار میشود اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته مدافعان سلامت از نسل سپیدپوشان روسپید دفاع مقدس هستند اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>یکی از این سپیدپوشان ایثارگر، امیر سرتیپ غلامحسین دربندی است که در زمان جنگ بهعنوان افسر بهداری لشکر ۹۲ زرهی خوزستان مشغول به خدمت بود. وی از روز ۳۱ شهریور ۵۹ (اولین روز جنگ تحمیلی) در مناطق عملیاتی خوزستان حاضر بوده و در تمامی عملیاتهای مناطق جنوب شرکت داشت.
این نویسنده، راوی دفاع مقدس و استاد دانشگاه که پیش از این در همايش انديشه و قلم ارتش بهعنوان راوی کتابهای «دکتر بدو» و «بوی گل مریم» تجلیل شده، در گفتوگو با خبرنگار ایبنا، از زاویهای کمتر دیده شده به روایت جنگ پرداخت.
رزمندگان ایرانی و کادر درمانی، در سالهای دفاع مقدس با وجود کمبود امکانات و حمایت قدرتهای جهان از عراق، با همه توان از آب و خاک و ناموس وطن دفاع و در برهههایی معجزه آفریدند. بهعنوان شخصی که آن لحظات را از نزدیک زندگی کردهاید، از خاطرات آن روزها بگویید.
رسته بهداری، مانند دیگر رستههای ارتش و نیروهای مسلح، از روز اول جنگ دوشادوش رزمندگان در خطوط مقدم جبهه وارد عمل شد. چون جنگ با کشته شدن، جانبازی، قطع عضو و اسارت همراه است، لذا بهداری نقش مهم و تعیینکنندهای دارد. در طول جنگ کادر بهداشت و درمان از پزشک و پرستار و بهیار تا راننده آمبولانس سعی کردند خدمات شایانی از خود نشان دهند و تا پایان جنگ هم در این امر موفق بودند.
در خطوط مقدم، وقتی کسی مجروح میشود، مراحلی که باید طی شود تا به پشت جبهه یا محل امداد و درمان برسد را اصطلاحا زنجیره تخلیه میگویند. زنجیر اول، انتقال مجروح از خط مقدم نبرد به ایستگاههای جمعآوری مجروحین است که اینکار گاهی با آمبولانس، گاهی با موتور و حتی مواقعی بهصورت دستی و پیاده انجام میشد. در ایستگاه امداد و درمان، مختصری رسیدگیهای پزشکی انجام میشد و از آنجا مجروحان باز به رده عقبتر که بیمارستانهای صحرایی یا شهرهایی مثل اهواز بودند، منتقل میشدند. در این مرحله، پس از یک درمان کاملتر مانند عملهای جراحی مقدماتی، مجروحان بهوسیله قطار و هواپیما به بیمارستانهای تخصصی دیگر شهرها انتقال داده شده و تحت درمان تخصصی قرار میگرفتند.
وظیفه ما انتقال مجروحان در زنجیر اول تخلیه (خط مقدم به ایستگاههای جمعآوری مجروحین) بود. طبیعی است در این مرحله که مجروح دارای جراحتی همچون قطع عضو یا زخمهای دیگری بود، باید کمکهای اولیه صورت میگرفت و مجروح به سرعت به عقب حمل میشد.
انتقال مجروحان به چه صورت و در چه شرایطی انجام میشد؟
در خط مقدم، چون آمبولانسهای چرخدار آسیبپذیری بالایی داشت، از نفربر که آسیبپذیری کمتری در مقابل گلولههای کالیبر سبک داشت، برای حمل مجروح استفاده میکردم. بهداری تمامی یگانهای ارتش این وظیفه را انجام میدادند و در کلیه یگانهای ارتش مانند گردان پیاده، زرهی یا یگانهای توپخانه، رسته بهداری هم وجود داشت. بچههای بهداری بسیار خوب عمل کردند، مثلا یکی از کارهای آنها سرعت تخلیه بود. در جنگ جهانی دوم، آمریکا سرعت تخلیه بیمار را بین سه تا پنج ساعت و در جنگ ویتنام آنرا به دو تا سه ساعت رسانده بود. اما در جنگ تحمیلی، ما این سرعت تخلیه را به ۲۰ تا ۴۰ دقیقه رساندیم. سرعت انتقال، نقش تعیینکنندهای در حیات مجروح که خونریزی و یا جراحتهای سخت و باز داشته، ایفا میکرد و لذا رساندن سریع این مجروحان به مراکز درمانی بسیار حائز اهمیت است.
برای اینکار مسئولان ارتش و سپاه تدابیری اندیشیدند، به اینصورت که خود را به جلو و نزدیک خطوط مقدم رساندند. در این راستا بیمارستانهای صحرایی مانند بیمارستان صحرایی خاتمالانبیاء (ص)، بیمارستان صحرایی حضرت زهرا (س)، بیمارستان صحرایی امام علی (ع)، بیمارستان صحرایی سومار و دهها بیمارستان صحرایی دیگر در غرب و جنوب کشور ساخته شد که برخی از بیمارستانها مانند خاتمالانبیاء (ص) فقط ۲۰ کیلومتر با خط مقدم فاصله داشتند که این برخلاف همه قواعد بینالمللی و جنگی است، چراکه کادر پزشکی باید در یک محیط امن به کار درمان بپردازند. حتی برخی از بیمارستانهای صحرایی ما زیر آتش توپخانه دشمن قرار داشتند.
آیا در جریان جنگ، بیمارستانها نیز مورد حمله دشمن قرار میگرفتند؟
بسیاری از این بیمارستانها مورد هدف قرار گرفتند و پزشکان و کادر درمان در آن بیمارستانها به شهادت رسیدند. مثلا بیمارستان خاتمالانبیاء (ص) که پشتیبانی از مناطق طلائیه، جزایر مجنون و منطقه عملیاتی خیبر را برعهده داشت، مورد اصابت قرار گرفت که در جریان این حمله دکتر رهنمون به شهادت رسیدند. یا بیمارستان صحرایی سومار مورد بمباران شیمیایی قرار گرفت. برخلاف قوانین و حقوق بینالمللی که در جنگ بیمارستانها نباید مورد حمله واقع شوند، در جنگ تحمیلی، بارها بیمارستانهای ما مورد حمله و اصابت قرار گرفتند. عراق در این حملات دو جرم مرتکب شد؛ نخست اینکه بیمارستان را زد و دوم اینکه از بمب شیمیایی استفاده کرد. در جریان این حمله دکتر احمد هجرتی از پزشکان نیروی هوایی ارتش و دکتر مصطفی رستمزاده از پزشکان نیروی زمینی ارتش و بسیاری از کادر درمان که مشغول مداوای مجروح بودند، به شهادت رسیدند، حتی در هنگام حمله شیمیایی، ماسک خود را از چهره برداشته و به صورت بیمار زدند و تحتتأثیر شیمیایی قرار گرفته و به شهادت رسیدند.
دشمن علاوه بر بیمارستانها، شهرهای پشت جبهه و خانههای مردم بیگناه را هم مورد اصابت قرار میداد و حتی مناطقی همچون سردشت بمباران شیمیایی شدند که بعد از جنگ جهانی اول، این نخستینبار بود که در جنگ، یک شهر بمباران شیمیایی میشد. در این وضعیت کار بهداری بسیار سخت میشد و بسیاری از پرسنل بهداری نیز تحتتأثیر عوامل شیمیایی قرار گرفته بودند و با اینحال باید به مردم هم امدادرسانی میکردند. عراق در جریان حملات شیمیایی از عوامل مختلفی همچون تاولزا، خفهکننده، خون و اعصاب استفاده میکرد.
در دوران دفاع مقدس، هم سلامت جسم و هم سلامت روح رزمندگان مورد توجه بود. در جنگهای جهانی موارد مسری و بیماریهای واگیردار مانند وبا، اسهال و … بسیار شایع بود و موجب مرگ بسیاری از رزمندگان و مردم میشد، اما در جنگ ما که طولانیتر بوده و ۲۸۹۰ روز (هشت سال) طول کشید، حتی یک مورد از شیوع بیماریهای واگیر نداشتیم که حاصل فعالیت، تلاش و مسئولیتپذیری کادر بهداشت و درمان بود که بلافاصله بعد از هر عملیات و بهصورت دورهای سعی میکردند، منطقه را گندزدایی کنند. در مناطق عملیاتی و جبهه، بمبها و مینهای عملنشده فراوانی وجود داشت که هم رزمندگان، هم مردم عادی و هم احشام روی آن میرفتند که آلودگی ایجاد کرده و زمینه را برای شیوع بیماریهای مسری فراهم میکرد. لذا پاکسازی این مناطق مهم بود.
آیا خدمات بهداشتی درمانی و رسیدگیهای پزشکی، به اسرا و مجروحان عراقی نیز ارائه میشد؟
کادر درمان ارتش و سپاه، شهدا و جانبازان زیادی تقدیم کردند و بسیاری از پزشکان و کادر درمان نیز اسیر شده و جزو آزادگان سرافراز ما هستند؛ ازجمله بزرگوارانی مانند دکتر هادی عظیمینیا، دکتر مجید جلالوند و دکتر کاکرودی از ارتش و دکتر پاکنژاد. برخی از این آزادگان عزیز ۱۰ سال رنج اسارات را در شرایط سخت تحمل کردند. دکتر هادی عظیمینیا که از ناحیه چشم دچار جراحت شدید شده بود، در اسارت چشمش تخلیه شد، مقداری از رودهاش را برداشتند و … وی با وضعیت بد بهداشتی و درمانی ۱۰ سال مورد شکنجه واقع شد. امکانات درمانی و پزشکی برای اسرا وجود نداشت. اما اینطرف، ما حدود ۷۲ هزار و ۱۱۳ اسیر عراقی در ایران داشتیم که با آنها در کمال انسانیت و محبت رفتار میشد. حضرت امام خمینی (ره) فرموده بودند که این اسرا مهمان شما هستند و باید طعم شیرین اسلام را به آنها بچشانید.
یک بیمارستان کامل را در اختیار اسرای عراقی قرار داده بودیم. در هر اردوگاهی کادر درمان ما به این اسرا رسیدگی و آنها را مورد معاینات پزشکی و درمان و جراحی قرار داده و حتی خدماتی مانند ساخت دندان و عینک به آنها صورت میگرفت. تعدادی از اسرای عراقی، چندی پیش نامهای به یکی از پزشکان جراح ما به نام امیر سرتیپ دکتر همایون افتخاری نوشته و از خدمات ایشان تقدیر کرده بودند. دکتر افتخاری در آن زمان رئیس بیمارستان ۵۰۵ ارتش در دارآباد بود که این بیمارستان کلا به اسرای عراقی اختصاص داشت. همان خدمات پزشکی و تجهیزات و غذایی که برای مجروح ایرانی مورد استفاده قرار میگرفت، برای مجروح عراقی نیز استفاده میشد.
امروز که استکبار ما را متهم به رعایت نکردن حقوق بشر میکند، خودشان در حق اسرا جنایت میکنند. در زندانهای گوانتانامو و ابوقریب و دهها زندان دیگر، اسرا و زندانیان مورد شکنجههای وحشیانه قرار میگیرند. اما بیش از ۱۰ سالی که اسرا در کشور ما حضور داشتند، از همه حقوق انسانی، خدماتی، درمانی و حتی فرهنگی برخوردار بودند. حتی برای اسرا کلاسهای آموزش فنی و حرفهای مانند نجاری، آهنگری، تعمیرات موتور، خیاطی، تذهیب و مینیاتور برگزار میشد. برخی از این اسرا در این مدت استادکار شده و به کشورشان بازگشتند که این در هیچجای دنیا سابقه ندارد.
در زمان جنگ، علاوه بر انتقال جانبازان و مجروحان خودمان، مجروحان دشمن را هم در کمال انسانیت و اخلاق به عقب منتقل میکردیم. حتی کشتههای دشمن را نیز عقب آورده و دفن میکردیم، چون میتوانست موجب سرایت آلودگی و بیماری شود. این پیکرها در گورستانی مجزا با عنوان گورستان متجاوزان بعثی عراق دفن میشدند و در پایان جنگ هم تمامی این پیکرها در مقابل شهدای خودمان با عراق مبادله شدند. امروز ببینید آمریکا چه جنایتهایی را در نقاط مختلف دنیا انجام میدهد و حتی تعداد زیادی از مردم عادی در شهرها و روستاها و حتی در مراسم عروسی مورد حملات آنها و متحدانشان قرار گرفته و به شهادت رسیده یا بیخانمان میشوند. درحالیکه امام تأکید کرده بودند که خلبانان شجاع ما در زمان جنگ، بیمارستانها و شهرها، مراکز مسکونی و مدارس و بازارها را نزنند و خلبانان ما زیر فشار ضدهواییهای دشمن، سعی میکردند فقط مراکز حیاتی مانند وزارتخانهها، فرودگاهها و پایگاهها را مورد اصابت قرار دهند.
در مجموع جنگ ما بیشتر از آنکه یک جنگ روی زمین باشد که دو طرف بهروی هم شلیک میکنند، یک باطن معنوی در وجود رزمندگان ما بود. به بیان حضرت امام (ره)، ما در جنگ حقانیت خود را به دنیا ثابت کردیم. جنگ ما، جنگ حق و باطل بود و از آدم تا ختم آدم وجود دارد.
فداکاریهای کادر درمان و پزشکی از دوران دفاع مقدس تا روزگار کنونی ادامه داشته است. از مصادیق امروزی ایثار این سپیدپوشان به چه مواردی میتوان اشاره کرد؟
علاوه بر تلاشهای کادر درمان در دوران دفاع مقدس و پس از آن، امروز هم که میبینیم مدافعان سلامت در خط مقدم مبارزه با بیماری کرونا اینطور فداکاری میکنند، میتوانیم بگوییم اینها از نسل همان سپیدپوشان روسپیدی هستند که در زمان دفاع مقدس آنطور فداکاری میکردند و همان فداکاری در جان و روح همه کادر درمان وجود دارد. شهدای زیادی نیز در راه مبارزه با کرونا و حفاظت از جان مردم تقدیم کردهایم که از نسل همان کادر درمانی هستند که در زمان جنگ با فداکاری و ایثار ایستادگی میکردند و به درمان مجروحان در سختترین شرایط ادامه میدادند.
سخن پایانی …
در پایان جنگ تحمیلی، رزمندگان ما توانستند بخشهایی از پنج استان کشور را که دشمن تصرف کرده بود، آزاد کنند و امروز که در چهلمین سالگرد دفاع مقدس هستیم، خوشحالیم با عزت و سرافرازی به مردم اعلام کنیم، یک سانتیمتر از خاک کشورمان در دست دشمن باقی نمانده و با فداکاری و شهادت و جانبازی و اسارت بسیاری از جوانان و رزمندگانمان، در مقابل ملتمان سرافراز و سربلند هستیم. در دفاع مقدس زیر هیچ قرارداد ننگینی را امضا نکردیم و رزمندگان توانستند عزت و افتخار ابدی را برای کشور ما به ارمغان بیاورند و برگهای زرینی را در تاریخ ما رقم بزنند.
درباره جنگ در قالبهای مستند، روزشمار، خاطرات و حتی در قالب داستانی کتابهای زیادی تألیف و منتشر شده، اما خاطرات کادر بهداشت و درمان کمتر نوشته شده و در این زمینه خلأ احساس میشود. ضروری است شرح این رشادتها و ازخودگذشتگی پرسنل درمانی بهویژه برای نسل جوان و کسانی که آن سالها را از نزدیک درک نکردهاند، نوشته و منتشر شود.
در پایان آرزوی بهبودی و سلامتی برای همه بیماران، خصوصا جانبازان عزیز را از خداوند متعال مسئلت دارم.
نوشته مدافعان سلامت از نسل سپیدپوشان روسپید دفاع مقدس هستند اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته صحرایی: فضای جنگ را با استفاده از طنز برای کودکان تلطیف کنیم اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>این نویسنده در ادامه به اثر پرمخاطب دیگرش برای کودکان و نوجوانان در حوزه دفاع مقدس اشاره کرده و میگوید: بعد از «خمپاره خوابآلود»، کتاب دیگری با عنوان «دار و دسته دارعلی» را نوشتم که مجموعهای ۷ جلدی بود با عنوانهای «آژانس شتری»، «گردان بلدرچینها»، «برانکارد دربسته»، «تویوتای خرگوشی»، «مین سوسکی»، «بمب کلاغی» و «خمپارههای نقلی» که از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شد و تا بهحال هرکدام از جلدهای این مجموعه به چاپ ۵ یا ۶ رسیده است.
«دار و دسته دارعلی» بزرگترین داستان طنز کودک و نوجوان در کشور است
صحرایی با بیان اینکه این مجموعه بزرگترین داستان طنز کودک و نوجوان در کشور است، میافزاید: «دار و دسته دارعلی» شامل حدود ۲۵۰ داستان کوتاه متصل به هم است که با تصویرسازی مسعود کشمیری منتشر شده. داستانها با شخصیتی به نام دارعلی شکل میگیرند و مانند نخ تسبیح به هم متصل میشوند. براین اساس این مجموعه چه از نظر حجیم بودن و چه از نظر پیوستگی کار، بزرگترین داستان طنز کودک و نوجوان در کشور محسوب میشود و اخیرا هم قرار شده سریال هزار قسمتی برای کودکان و نوجوانان بر مبنای آن کار شود و کارهای مقدماتیاش هم انجام شده است.
«کتیبه ژنرال» کتاب سال فارس شد
این نویسنده آثار دفاع مقدس در ادامه به تجدید چاپ کتابهای دیگرش مانند «تپه جاوید و راز اشلو» که بر اساس زندگی شهید مرتضی جاویدی نوشته شده اشاره میکند و از درخشش مجموعه «کتیبه ژنرال» در جایزه کتاب سال فارس خبر میدهد و میگوید: این جایزه نخستین دوره جایزه کتاب سال فارس است که در حوزههای داستان، شعر، پژوهش، ترجمه و کودک و نوجوان برگزار شد و مراسم اختتامیه آن ۳۰ شهریور برگزار شد و در میان آثار، رمان «تپه جاوید و راز اشلو» و مجموعه «کتیبه ژنرال» ارزیابی شدند که در نهایت «کتیبه ژنرال» بعد از نامزدی در هیجدهمین جشنواره قلم زرین به عنوان برگزیده کتاب سال فارس در بخش داستان انتخاب شد.
او درباره این کتاب توضیح میدهد: «کتیبه ژنرال» یک رمان دو جلدی هزار صفحهای است؛ جلد اول «قصرالدشت» در ۶۲۰ صفحه و جلد دوم «قمحانه» در ۴۵۰ صفحه که سال گذشته از سوی نشر شهید کاظمی منتشر شده و تا به حال سه چاپ از آن منتشر شده است. بهانه نگارش این رمان شخصیتی به نام اسکندری است که در سوریه سرش بریده میشود و سرش چرخانده میشود و عکس و فیلمش هم در سایتها وجود دارد. شهید اسکندری سرداری بود که در سوریه مدافع حرم بود. اما در سال ۹۳ به واضحی این روزها حضور سربازان در سوریه مطرح نمیشد. شهید اسکندری، از مدافعان حرم و از دوستانم بود. او در همه اتفاقهای دوران انقلاب و دفاع مقدس حضور داشت.
صحرایی ادامه میدهد: وقتی بهدنبال نوشتن این کار رفتم، قرار بود یکساله کار جمع شود اما متوجه شدم اتفاقهای زیادی در زندگی این شهید رخ داده که میتواند گویای بیش از نیم قرن اتفاقهای پیش از انقلاب و بعد از انقلاب باشد. بنابراین این اتفاق را دستمایهای کردم برای نوشتن اثری درباره شخصیتی که حضوری ۶۰ ساله در انقلاب از پیش از انقلاب تا بعد از انقلاب دارد و ۸ سال بطور کامل در جنگ تحمیلی حضور داشته و 15 بار در دفاع مقدس زخمی شده است. شهید اسکندری قنادی حرفهای بود و اتفاقهای جالبی در زندگیاش رخ داده که خواندنی است. من به این بهانه نقدی زدم به تاریخ کشور مخصوصا ۴۰ سال بعد از انقلاب و دو دهه عقبتر از آن و نگاهی هم به تحولات جهانی داشتم. البته رگههای طنز و فلش بکهایی هم در داستان وجود دارد و داستان از کتیبه ۲۲ شروع میشود و به کتیبه ۱ ختم میشود.
فضای شادی و نشاط، نوجوانان را برای حضور در جبهه ترغیب میکرد
صحرایی در پاسخ به این سوال که چرا در آثار دفاع مقدسیاش از رگهها طنز استفاده میکند، میگوید: یکی از دلایلی که به این سو رفتم، فرهنگ نشاط و شادی بود که در جنگ وجود داشت و متاسفانه این موضوع در کارهای این حوزه کمتر دیده شده بود و نویسندگان کمتری به آن پرداخته بودند. اما خوشبختانه این کار جواب داد و کتابها به چاپهای متعددی رسیدند.
این پژوهشگر در ادامه میافزاید: وقتی یک نوجوان ۱۳ ساله با شوق و اصرار و گریه و دست بردن در شناسنامهاش میخواهد حتما به جبهه برود فقط برای اینکه یک یا دو ماه بماند، اما در ادامه حاظر نبود جبهه را ترک کند و یکسال میماند به دلیل وجود همین فضای نشاط و شادی و زندگی در جبهه و سنگر و خاکریز بود که آنجا را به خانه دوم رزمندهها تبدیل کرده بود. درحالیکه میبینیم در سایر جنگهای جهانی، افراد به زور به جبهه میروند و این وجه تمایز دفاع مقدس ما نسبت به جنگهای جهانی است و یکی از ویژگیهای ما این است که ۹۰ درصد رزمندههای ایرانی در جنگ تحمیلی داوطلب بودند. و این فضای داوطلبی که خود فرد به جبهه میرود و در آنجا زندگی میکند و اتفاقاتی که رخ میدهد همه و همه سوژههایی هستند که من سعی کردم بهجای پرداختن به سوژههای تکراری روی آنها کار کنم.
فضای جنگ را با استفاده از طنز برای کودکان تلطیف کنیم
او در ادامه استفاده از فضای طنز در داستانهای با موضوع جنگ و دفاع مقدس را عامل مهمی در جذب مخاطبان، مخصوصا کودکان و نوجوانان عنوان میکند و میگوید: اگر صحنههای جنگ را با به تصویر کشیدن درگیری و خشونت بیان کنیم، تاثیر خوبی بر روحیه مخاطب چه کودک، چه بزرگسال ندارد و به همین دلیل من طنز را دستمایه داستانها قرار میدهم و رشادتها و جانبازیهای رزمندگان و واقعیتهای هشت سال دفاع مقدس را اینگونه برای آنها بیان میکنم تا از ناملایمات آن کاسته شود و در کنار گریه و تاثر، خنده هم باشد و فضا تلطیف شود و تاثیرپذیریاش بیشتر شود.
کار داستانی زیادی در حوزه دفاع مقدس برای کودکان نداریم
او در ادامه به آثاری که در ۴۰ سال گذشته از سوی نویسندگان کودک و نوجوان در حوزه دفاع مقدس منتشر شده، اشاره میکند و میگوید: از نظر کمی کارهایی انجام شده اما متاسفانه از نظر کیفی کار زیادی در این حوزه انجام نشده است و نسبت به اتفاقهای زیادی که در دوران انقلاب اسلامی و ۸ سال دفاع مقدس انجام شده، کار داستانی زیادی در حوزه کودک و نوجوان نداریم و در کنار کارهای خوبی که نوشته شده بسیاری از کارهایی هم ماندگار نبوده است.
بهتر است نویسندگان ما از فارغالتحصیلان دانشگاهی باشند
این نویسنده و منتقد ادبی، با اشاره به اینکه در حوزه دفاع مقدس، پتانسیل و سوژه زیادی وجود دارد، تصریح میکند: شاید در بخش رمان و داستان و کارهای شفاهی در حوزه بزرگسال کارهایی انجام شده اما این نیاز همچنان در حوزه کودک و نوجوان وجود دارد و باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد. البته بهنظر من مشکل اصلی در این زمینه برمیگردد به ساختار فرهنگی و ادبیاتی کشور. ما نقشه و مهندسی راه نداریم و این ایراد به ساختار ادبیات معاصر کشور برمیگردد و ادبیات دفاع مقدس هم زیر مجموعه آن است. این ساختار نیاز به قانون و نقشه راه دارد. کارهایی هم تا بهحال انجام شده خودجوش بوده، نویسندگان ما خودجوش و کلاسیک هستند نه فارغالتحصیل و تربیتشده دانشگاه، درحالیکه بهتر است نویسندگان ما از فارغالتحصیلان و دانشآموختگان این رشته از دانشگاهها باشند.
صحرایی در پایان به کودکان و نوجوانان پیشنهاد کرد، برای افزایش آگاهی و اطلاعاتشان درباره جنگ و دفاع مقدس به آثار منتشر شده از سوی ناشران معروف در این حوزه مانند سوره مهر، حوزه هنری، کانون پرورش فکری و … مراجعه کنند و با مطالعه کتابهایی درباره تاریخچه داستانی، زندگینامه شهدا و کتابهای عکس دفاع مقدس، شناختشان را نسبت به این برهه تاریخی افزایش دهند.
نوشته صحرایی: فضای جنگ را با استفاده از طنز برای کودکان تلطیف کنیم اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته برگزاری هجدهمین نمایشگاه کتابهای کاربردی در هالهای از ابهام اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته برگزاری هجدهمین نمایشگاه کتابهای کاربردی در هالهای از ابهام اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته کتابخانه روستای رمین در هفته کتاب افتتاح میشود اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>بهار درباره ویژگیهای این کتابخانه گفت: قرار است ساختمان این کتابخانه با زیربنای ۱۵۰ متر مربع ساخته شود و شامل دو بخش کودک و نوجوان و بزرگسال باشد، کتابخانهها در کنار یکدیگر قرار گیرند و اعضا بتوانند از خدمات آن بهرهمند شوند.
وی با بیان اینکه کار ساخت و ساز کتابخانه آغاز شده است، عنوان کرد: برنامههای مختلفی برای این کتابخانه پیشبینی کردهایم که شامل برنامههای فرهنگی مثل دعوت از نویسندگان کودک و نوجوان و بزرگسال، برپایی جشن کتابخوانی و گفتوگو درباره کتابها و نقد آثار است، از سوی دیگر تلاش داریم یک خانه فرهنگ تاسیس کنیم تا به عنوان یک فضای فرهنگی مطمئن و مناسب برای مردم روستا باشد.
به گفته بهار، بتنریزی ساختمان آغاز شده است و پیشبینی میشود تا هفته کتاب در آبان ماه آمادهسازی کل ساختمان به پایان برسد و روستای رمین با حدود هفت هزار نفر جمعیت از این کتابخانه بهرهمند شوند.
نوشته کتابخانه روستای رمین در هفته کتاب افتتاح میشود اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته ثبت نام بیمه درمان تکمیلی اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه آغاز میشود اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته ثبت نام بیمه درمان تکمیلی اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه آغاز میشود اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته جایزه فرانتس کافکا به میلان کوندرا رسید اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>میلان کوندرا در سال ۱۹۲۹ در برنو چکاسلواکی متولد شد. برخی از آثار مهم نویسنده «سبکی تحملناپذیر هستی» که حالا ۹۱ سالگی را پشت سر میگذارد در زمره مهمترین آثار ادبیات کلاسیک قرن بیستم به شمار میآیند. کوندرا از سال ۱۹۷۵ در فرانسه زندگی میکند و از دهه ۳۰ میلادی آثارش را به زبان فرانسوی مینویسد.
در سال ۱۹۷۹ دولت وقت چکسلواکی تابعیت کوندرا را لغو کرد و آثار این نویسنده در زادگاهش ممنوع اعلام شد. کوندرا دو سال بعد موفق شد تابعیت فرانسوی بگیرد. با این حال در سال گذشته میلادی جمهوری چک تابعیت زادگاه کوندرا را پس از ۴۰ سال به او بازگرداند و سفیر چک در فرانسه این اقدام را بازگشتی نمادین برای بزرگترین نویسنده جمهوری چک توصیف کرد و حالا کسب این جایزه بیش از پیش بر این بازگشت نمادین تاکید میکند.
کوندرا که بیستمین برنده جایزه فرانتس کافکا به شمار میآید در سالهای اخیر کمتر در اماکن عمومی ظاهر و یا حاضر به مصاحبه با رسانهها شده است.
ولادیمیر زلزنی، رئیس بنیاد کافکا گفته که توانسته روز ۲۰ سپتامبر با بیستمین برنده این جایزه صحبت کند و کوندرا به او گفته که این جایزه برایش افتخار مهمی محسوب میشود چرا که کافکا یکی از نویسندگانی بوده که او همیشه بسیار تحسینش میکرده است.
رئیس بنیاد کافکا همجنین اشاره کرد که مجموعه آثار کوندرا سهم مهم و تاثیرگذاری در فرهنگ چک دارد و امروز به بیش از ۴۰ به زبان نیز ترجمه شده است.
سال گذشته پیر میشون، نویسنده فرانسوی برنده جایزه کافکا در سال ۲۰۱۹ شد.
این جایزه ده هزار دلاری همراه یک مجسمه برنز که نماد کوچکی از مجسمه فرانتس کافکا در شهر پراگ است و یک دیپلم افتخار هر سال به برنده اهدا میشود.
جایزه کافکا پیش از ازین به چندین نویسنده اهل جمهوری چک از جمله ایوان ورنیش، ایوان کلیما، واسلاو هاول، دنیلا هودروا و نیز نویسندگان بینالمللی از جمله فیلیپ راث، هروکی موراکامی، پیتر هاندکه و مارگارت اتوود تعلق گرفته بود.
میلان کوندرا تاکنون چندین بار نامزد دریافت جایزه نوبل ادبیات بوده است.
نوشته جایزه فرانتس کافکا به میلان کوندرا رسید اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته منافقان با چهره اسلامی عامل بقای صهیونیستها هستند/ رمز شکست منافقان در پیروی از مکتب حاج قاسم است اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>وی افزود: برای تشخیص معیارهای صحیح نیز منابع روایی و آیات زیادی داریم در تاریخ نیز مجاهدین فی سبیلالله بسیاری مانند حاج قاسم سلیمانی و شهید حججی بودهاند که توسط رأس نظام سلطه به شهادت رسیدند و دشمن هنوز عقبات این اقدام خود را نفهمیده و امروز اگر دشمن در گوشه و کنار کشور ما تجسس میکند، مفهومش این است که جبهه ما امن شده است.
رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه در ادامه به تبیین ابعاد مختلف جبهه نفاق در منطقه پرداخت و ادامه داد: جبهه نفاق دائم از پشت خنجر میزند. خوشبختانه امروز این جبههای که از پشت خنجر میزده آمده به طوری علنی به صهیونیست دست دوستی داده است. امروز وقتی شیخنشینهای جنوب خلیجفارس و کسانی که منافع کشورهای اسلامی را برای خود و خانواده خود به تاراج میبرند با صهیونیستها بهطور علنی دست میدهند ما میفهمیم عامل بقای صهیونیستها همینها بودهاند.
حجتالاسلام خاموشی بیان کرد: سردار رشید اسلام حاج قاسم را شهید میکنند و در همه دنیا هم اعلام میکنند که ما او را زدهایم. حاج قاسم یک فرمانده نظامی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود که میرفت مردم منطقهای را تجهیز، تسلیح و تشجیع میکرد که مقابل جبهه باطل اینگونه بایستند.این شهید بزرگوار یک فرمانده میدانی بود. رأس نظام سلطه میگوید خودم اتاق جنگ علیه این فرمانده را شکل دادم . ببینید این فرمانده چه قدر بزرگ است که رأس نظام سلطه باافتخار میگوید من او را زدهام. به نظر من هنوز نظام سلطه عقبات این کار را نفهمیده است. چون حاج قاسم عزیز گفت من برای شما کافیام شما با من طرفید نگفت منِ زنده یا شهید. مکتب حاج قاسم سلیمانی زندگی اینها را نابود خواهد کرد. پس قدرت جمهوری اسلامی ایران در قالب یک فرماندهاش برابری میکند با رأس نظام سلطه.
وی افزود: اگر روزی میخواستند بخشی از خاک کشور را از ما بگیرند امروز کل نظام جمهوری اسلامی ایران مطمح نظر دشمن است. اگر ایران از تحریم عبور کند هیچ قدرتی جلودارش نخواهد بود. رهبر معظم انقلاب اسلامی مصرانه و مکرر مقاومت در عرصه تحریم را برای ما تبیین میکنند. باید ایثار و مقاومت را در خود زنده نگه داریم. یاد شهیدان در کوی و برزن باید زنده نگه داشته شود تا مکتب ایثار و شهادت در کشور ما بهصورت جدی ایفای نقش کند.
معارفه فرمانده جدید مرکز مقاومت بسیج سازمان اوقاف و امور خیریه از جمله برنامههای این مراسم بود و در پایان نیز از ایثارگران و خانواده شهدای سازمان اوقاف و امور خیریه تجلیل به عمل آمد.
نوشته منافقان با چهره اسلامی عامل بقای صهیونیستها هستند/ رمز شکست منافقان در پیروی از مکتب حاج قاسم است اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته قلیان در جمع خانوادههای ایرانی اجتماعی شده اما روانشناسی خیر! اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>کتاب «شناخت تنگناهای اجتماعی» مانند پلی بین اندیشمندان نظری و دانشمندان رفتاری-کاربردی باشد که با استفاده از این منبع مفید دانشمندان پایه متوجه میشوند چگونه دانش عملی خود را در دنیای واقعی به کار گیرند، همچنین میتوانند هنگام رویارویی با تنگناهای اجتماعی جدید آنها را به روشهای عملی حل کنند. محققان و متخصصان کاربردی از طریق تحقیقات اساسی در مورد تنگناهای اجتماعی با راهحلهای جدید آشنا میشوند و از تنگناهای عملی جدیدی که باید با یک رویکرد عملی حل شوند، آگاه میشوند.
در ابتدا صفارینیا گفت: تنگناهای اجتماعی مفهومی است که در روانشناسی اجتماعی به آن توجه نشده است نه در حوزه سیاستگذاری و نه در حوزه روانشناسی خیلی به آن توجه نشده است. اقبالی که امروز به رشته روانشناسی است بیشتر حوزه خدمات مشاوره اجتماعی شده است بیشتر مردم از این حوزه استفاده میکنند اما در سایر حوزهها مثل روانشناسی اجتماعی و حکمرانی مردم، مدیران شهری کمتر استفاده میکنند.
وی افزود: «شناخت تنگناهای اجتماعی» اولین کتابی است که به مفهوم تنگنای اجتماعی پرداخته است. کرونا برای ما یک تنگنای اجتماعی است زیرا ماسک زدن برای مردم باعث هزینه میشود و یا با آن احساس خوبی ندارند. من اگر ماسک نزنم این تنگنا را ممکن است برای دیگرانی که این مساله را رعایت میکنند ایجاد کنم. ما در تنگناها با نفع شخصی دیگران را به تنگنا میاندازیم و اگر رفتارهای همیارانه نداشته باشیم کرونا در کشور ما باقی میماند و بعدها میتواند برای ما تراژدی ایجاد کند. کشور ما پر از این تنگناهاست مثل گران شدن بنزین و ترافیک و…
این روانشناس اجتماعی ادامه داد: در شمال جلگهها را تبدیل به ساختمانسازی کردهاند و این یک تنگنا است. با این کار تغییرات جوی ایجاد میکنیم و عرصه را برای کسانی که در آن منطقه زندگی کردهاند تنگ میکنیم. روانشناسان ما نیز در این حوزهها کار نمیکنند. انسان با گرفتاریهای همیارانه میتواند با تنگنای اجتماعی مقابله کند.
وی افزود: نویسنده این کتاب یک ژاپنی است، ژاپنی که در گذشته پر از تنگناهای اجتماعی بوده است. غفلت فردی انسان را به تنگنا میاندازد و تراژدی از این رو است که ما عمق فاجعه را درک میکنیم. امروزه قلیان کشیدن در کشور ما اجتماعی شده است و در هر خانوادهای که به پیک نیک میروند یک قلیان هم در جمع آنها حضور دارد اما روانشناسی هنوز در جامعه ما اجتماعی نشده است.
صفارینیا ادامه داد: نویسنده ژاپنی کتاب با جمعیت و ترافیک زیاد کشورش در سال ۲۰۰۳ دست به نگارش این کتاب زده و سال ۲۰۱۷ نیز
این کتاب بازچاپ شده است و در سال ۲۰۱۹ نیز برنده جایزه نوبل اقتصادی شده است و این موضوع بای اولین بار در ایران به فارسی ترجمه شده است.
سپس زهره رافضی گفت: ترجمه این کتاب انتخاب شایستهای است چون نکات ارزشمندی در کتاب است. در این کتاب تنگنای اجتماعی دیدی کلی را مطرح کرده است. در جایی که دو انسان با هم در تعامل هستند حتی منافع شخصی و عمومی مقدم داشته میشود اینجا تنگنا مطرح میشود. این کتاب برای طیف کثیری از خوانندگان نوشته شده است و نشان میدهد که نویسنده کتاب در مدیریت شهری کار کرده است و میداند چگونه نظریات روانشناسی را به شکل درستی ارائه دهد.
وی افزود: این کتاب زبان سادهای دارد اما نکات را به شکل علمی و ارزندهای مطرح کرده است و مثالهایی مانند ترافیک شهری، محیط زیست دارد و تنگناهایی که تصور میکنید در این کتاب به مواردی از آنها اشاره شده است. اینکه ما راحت درباره تنگناهای اجتماعی صحبت میکنیم این نشاندهنده سطحینگری به تنگناهای اجتماعی است. مطالب این کتاب میگوید آنچه همه اینها را محقق میکند اخلاقیات است و اگر اخلاقیات نباشد هیچ کدام از این موارد نمیتواند سامان بیابد.
این روانشناس ادامه داد: اعتماد یکی از شاخصههای اصلی در تنگناهاست. یکی از مشکلات و دغدغههای بزرگ ما در مساله همیاری این است که اعتماد از بین رفته است. مردم یک جامعه بر این باور هستند اگر دولت این سخن را میگوید آیا خود نیز به آن عمل کرده است. اعتماد سخت به دست میآید و در طوال سالیان اگر از بین برود دیگر به دست نمیآید.
وی در پایان با انتقاد از مترجم کتاب افزود: شما دانش نوشتن کتابهایی بیشتر از این را دارید و همچنین دانش این مساله را نیز دارید بهتر است چنین کتابهایی را به صورت بومی بنویسید. نویسنده کتاب گفته است که شما با خواندن این کتاب نمیتوانید مشکلات کشور خودتان را حل کنید و باید با شناخت فرهنگ هر کشوری مشکل را حل کنیم و ما نیز باید کتابی درباره مشکلات و تنگناهای ایران بنویسیم.
پورخائفی نیز گفت: جامعه و فضای کشور ما به دانش روانشناسی اجتماعی نیازمند است و برای گسترش آن به منابعی نیاز دارد و از این جهت تنگناهای اجتماعی یکی از نکتههای کلیدی است که باید به آن تاکید کرد. تنگناها یکی از نکتههایی است که باید ریشهیابی شود. یکی از نکتههای خوب این کتاب نقش تفکر و نگرش در پدیدههاست و جای آن در جامعه ما خالی است زیرا ریشه بیساری از تفکرات در اندیشه ما است و نگاهی که به مشکلات داریم.
وی افزود: اگر بخواهیم تفکر خوب ایجاد کنیم باید نقش آموزش را پررنگتر کنیم. یکی از کلید واژههای جدی ما بحث آموزش است که به شکلگیری منافع اجتماعی کمک میکند. یکی از نکتهها تبیینهای روانشناسی است که ریشهیابی کرده چه مشکلاتی میتواند داشته باشد. یکی از نکتهها مستقیما سراغ رفتارهای سیاسی رفته است و بحث رفتار مسولانه و همیارانه را مطرح کرده است و چقدر میتواند موثر واقع شود. بسیاری از مشکلات ریشه در ادراک و تفکر ما دارد. اگر بخواهیم نکتهای کلیدی را فراموش کنیم در باتلاق میافتیم.
وی افزود: مطالب این کتاب روان و یکدست است و جای چنین کتابی در ایران خالی است. ای کاش فقط به جای ترجمه تالیف را نیز در کنار آن میآوردید. کتاب مسیر کاملا تحلیلی و آکادمیک را طی کرده است. ما باید حتمن مفاهیم پایه و دانشها را کار کنیم زیرا مفاهیم بسیار اساسی هستند. این کتاب بسیار مفید و قابل استفاده است. اگر این کتاب به دست برنامهریزان اجتماعی برسد نکتههای بسیار خوبی در آن است و میتواند الگوی بسیار خوبی برای آنها باشد.
در پایان نشست نیز صفارینیا گفت: در حوزه علوم انسانی تفاوتی بیم مردم کشور ایران و ژاپن نیست. روانشناسی علمی اعتقاد ندارد که جنس تنگناهای ما با مردم آمریکا فرق دارد. بعضی از کشورها این مساله را جدی میگیرند اما برخی دیگر به آسانی از کنار آن میگذرند. ما در سال ۱۹۰۰ میلادی روانشناس اجتماعی داشتیم که مشاور رییس جمهور آمریکا بوده است. روانشناسی رشتهای است که مسیر خودش را میرود و این کتاب برای دانشجویان این رشته ترجمه شده است. دانشجوی تحصیلات تکمیلی بهتر است با منابع اصلی و کتابهای اصلی سر و کار داشته باشد. در ایران تالیف ارزشمندتر از ترجمه است اما بیشتر به سمت ترجمه میرویم چون تنگنا وجود دارد.
نوشته قلیان در جمع خانوادههای ایرانی اجتماعی شده اما روانشناسی خیر! اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته نتیجه تکثیر غیرقانونی کتاب نابودی سرمایههای فرهنگی کشور است اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته نتیجه تکثیر غیرقانونی کتاب نابودی سرمایههای فرهنگی کشور است اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>