نوشته مزاری که به اشتباه به پهلوان پوریای ولی نسبت داده میشود اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>متاسفانه در طول تاریخ و در بسیاری از برهههای زمانی این شاخص هدایت بشری(کتاب به معنای واقع) که آفریدگار بشر به عالی ترین آن که کتاب قرآن باشد و به آنچه در آن نگاشته است قسم یاد میکند از صراط هدایت بشرخارج شده و او را به پرتگاه نادانی میکشاند چنانچه در فهوای احادیث آمده است فساد عالمی، عالمی را فاسد کند و ابزار هر عالم و دانشمندی بیان و قلم اوست که منتج به نگارش کتاب میشود و این احتراز از حقیقت راستی به ناراستی درنظرآدمی قسمی بود که ابلیس در برابر رب جهانیان برای به انحراف کشیدن آدمی خورد وزهی تاسف که همواره تابه امروز بشر همچنان طفیل روزی خور خان سوگند اوست و شاهد نوشتار کتابهایی هستیم که حقیقت را وارونه جلوه میدهند.
گاهی این امر از سر کم دانستن و کمبود آگاهی است که قابل جبران است هنگامی که نویسنده ازخبط خود آگاه شود و آگاهی او از راه نقد درست و صحیح کتاب ازسوی دیگر آگاهان بدست میآید و اما گاهی از سر علم و آگاهی و عامدانه صورت میگیرد که خطرناک ترین حالت است و تغییرناپذیر. درهمین راستا چند صباحی پیش با کتابی برخورد کردم با عنوان «پهلوان پوریای ولی (شرح و احوال و آثار پهلوان پوریای ولی)از سری دفترسوم خوی ـ مجموعه مطالعات آذربایجان» نوشته جناب علی صدرایی خویی، انتشارات نشرائلشن تهران ۱۳۹۴٫ پس از مطالعه کتاب باکمال تاسف با مطالبی خلاف واقع مواجه شدم که با تماس با نویسنده موضوع را درمیان گذاشتم و ایشان نیز با فروتنی عالمانه مطالب را دریافتند و به اشتباه علمی خود که امری محتمل در کنکاشهای علمی است اذعان داشتند اما متاسفانه عدهای سودجو از این اشتباه سوءاستفاده کردهاند و خواستهاند که کلاهی ازین نمد برسازند. بنابراین برخود واجب دانستم که در راه جلوگیری از ادامه این سوء استفادها تا کار از کار نگذشته و مشکلی بر مشکلات عدیده فرهنگی این مرزو بوم اضافه نشده روشن گریهای صحیح با رویکرد علمی و تاریخی انجام پذیرد تا جامعه علمی و دانشگاهی کشور و به تبع آنها مسوولان کشوری با اقدامهای مناسب رفع مساله کرده و از تحریف تاریخ جلوگیری شود.
در این راستا جا دارد از دانشمند و محقق ارجمند محمد رضا محمد قلی زاده که از قضا از خطه آذربایجان و از دوستداران واگاهان به تاریخ سرزمین خود است کمال تشکر را داشته باشم. بنده در این گفتار از مقالات و نوشتارهای علمی ایشان به وفور استفاده کردم. بر همگان روشن باید کرد که غرض از نگارش این سطور نقد نوشتاری اشتباه درقالب کتابی تاثیرگذار درجامعه و جلوگیری از بوجود ـمدن تحریفی تاریخی و آگاهی بخشی نسل جوان امروز جامعه که خواستاربازشناخت هویت گذشته خود هستند و بازشناسایی صحیح یکی از سرشناسان قسمتی از ایران زمین است. فارغ از هرگونه حدس و ظن و غرض ورزی شخصی و قومی و جناحی.
یکی از وظایف ذاتی کتاب بخصوص کتب تاریخی شناساندن مفاخر گذشته هر ملت و قومی به فرزندان امروز و آینده آن جامعه است و شناخت و تکریم مفاخر هر ملت فرضی واجب بر آن ملت است که تخطی از آن خبطی نابخشودنی است. در مرحله نخست شناخت صحیح لازم است و باید مفاخر خود را در بستر زمان و مکان و تاریخ درستشان و با مدد از کنکاشهای صحیح علمی و عملی بازشناسی و سپس به حفظ و حراست و بزرگداشت آنها کمر همت ببندیم. همانطور که شناخت صحیح از مفاخر باعث هویت بخشی هر ملتی میباشد و منافع سرشاری دارد عدم بازشناسی درست و ایجاد خلط مبحث در خصوص افراد و رویدادهای تاریخی باعث تخریب واقعیتهای تاریخی و فرهنگی یک قوم و ملت میشود.
متاسفانه امروزه از سوی برخی از کشورها با پیشینه فرهنگی بسیار ضعیف دست درازیهایی به سوی مفاخر دیگر ملل و تصاحب آنها به نفع خود صورت میپذیرد. آنها با این روش در صدد هویت بخشی خویش هستند. این امر ناپسند گه گاهی نیز در داخل کشور و از روی کم آگاهی افراد از اطلاعات علمی تاریخی صحیح و گاه نیز با غرضورزیهای آگاهانه صورت میپذیرد از جمله این موارد مساله نسبت دادن قبر امیر ولی خان دنبلی معروف به پیرولی در خوی ازسوی افرادی ناآگاه به پهلوان محمود خوارزمی مشهور به پوریای ولی است که چند سالی در سطح محلی بدان پرداخته شده است و متاسفانه این شبهه غلط در حال گسترش در جامعه عامه مردم نیز است و هزاران افسوس که در تحقیقات بعدی متوجه شدم که یکی از منابع استناد ناآگاهان د راین امر ارجاع به کتاب پهلوان پوریای ولی نوشته جناب علی صدرایی خویی است که نویسنده معقول آن خودپی به نادرست بودن استنباط علمیاش دراین کتاب برده است و این امر نشات گرفته از تفکربلند علمی ایشان است.
مرحوم محمد امین امامی خویی (صدرالاسلام) در گذشته به سال ۱۳۶۷ ه ق از اکابر خطه خوی در کتاب معروف مرات الشرق در خصوص قبر پیرولی در محوطه تاریخی قبرستان پیرولی چنین بیان میدارد: «از جمله قبور(خوی) قبر امیرولی است که امروزه به پیرولی معروف است و عینا نوشتار روی سنگ قبر را اینچنین ذکر میکند(شخصا رویت کرده است و متاسفانه امروز بکلی خراب و از بین رفته است): و منهما قبر امیرولی " یعرف الحال بپیرولی و هو امیر ولی بن امیر محمود بن امیر منصور الشهره بشاه منصور بن امیر بهلول بن امیر جمشید بن امیر ابراهیم الدونبلی.»
در ادامه تاریخ وفات حک شده بر روی سنگ قبر را ۸۲۰ ه ق بیان میکند و میافزاید که برای امیر ولی داستانی نزد اهالی این ناحیه نقل است و آن را عینا بیان میکند که شبیه داستان مشهور کشتی گرفتن پهلوان پوریای ولی با کشتی گیر هندی است که امروزه در میان عامه شناخته شده است. تا به امروز هیچ منبع مکتوب و تاریخی به این روشنی در خصوص قبر پیرولی صحبت نکرده است بنابراین با توجه به گفتارهای صدرالاسلام که اتفاقا برخی از افراد با تاکید بر محتوای کتاب او در صدد نسبت دادن قبر پیرولی به پوریای ولی هستند چند نکته قابل استخراج است:
الف): در هیچ جای کتاب مرات الشرق نامی از پوریای ولی برده نشده است و فقط از لفظ امیر ولی استفاده شده است حتی در نوشتار روی قبر نیز که عینا آورده شده این امر صادق است. متاسفانه برخی به خاطر وجود کلمه ولی یا پیرولی و داستان آورده شده در ذیل آن که خود صدرالاسلام هم تاکید دارد که داستان منتصب و در بین عوام رواج دارد درصدد منصوب کردن این قبر به پوریای ولی است.
ب): صدرالاسلام که خود به شخصه قبر پیرولی را دیده است تاریخ فوت نوشته شده بر روی سنگ قبر را ۸۲۰ ه ق ذکر میکند در حالی که بر آگاهن تاریخ و محققان روشن است که زیست پوریای ولی با اختلاف اندکی در اسناد و مدارک معتبر تاریخی تقریبا در بازه زمانی ۶۵۳-۷۲۲ ه ق اواسط قرن هفتم و اوایل قرن هشتم ه ق بوده است فتوت نامه سلطانی- تصحیح محمد جعفر یاحقی – بنیاد فرهنگ ایران – 1350) ج): بر دانایان تاریخ آذربایجان به ویژه منطقه خوی نام خاندان دنبلی نامی آشنا و تاثیرگذار است بسیاری از این خاندان که اصالتا کاشانی هستند از بزرگان و امرا و صاحب منصبان خطه آذربایجان بویژه خوی و پیرامون آن بودهاند و برخی از آنان جزو سرشناسان فرهنگ و تاریخ ایران هستند از جمله: امیرغیاث بیگ سپهسالار شاه عباس دوم صفوی، عبدالرزاق بیگ دنبلی صاحب معاثر سلطانیه، سهیل کاشانی(عبدالرحیم ضرابی دنبلی صاحب مرات قاسان ـ تاریخ کاشان)
با توجه به نوشتار روی قبر نسب پیرولی در نهایت بعد از چند پشت پدر در پدر به امیرابراهیم دنبلی میرسد تمام این افراد با پیشوند امیر معرفی شدهاند که بیانگر منصب حکومتی و نظامی آنها است و نشان میدهد که خود پیرولی نیز از امیران ووالیان منطقه بوده است.
در مرات قاسان نوشته سهیل کاشانی (عبدالرحیم ضرابی دنبلی) که خود از خاندان دنبلی است در فصل شجره خود و خاندان دنبلی و بزرگان این خاندان چنین آورده: «{ردیف} بیست و دویم – امیرولی خان بن امیرمحمود خان: موافق تاریخ الفی ترکی و تاریخ اخشیدیه شهر خوی را تعمیر و مرمت نمود. در میان کردستانات نزاع مذهبی پیدا شد . اکثر شهرستانها به قلاع کوهسار مسکن نمودند . امیر مزبور ….( کلانتر ضرابی، ۱۳۷۸ – ص ۳۴۰-۳۴۱)»
همچنین در نسخه خطی کتاب تاریخ دنبلیان نگاشته به سال ۱۲۶۵ ه ق (بهاالدین محمد، تاریخ دنبلیان (نسخه خطی ) از مجموعه اهدایی مرحوم حاج حسن نخجوانی به کتابخانه مرکزی تبریز، شماره ۱۰۰۶۳۷-ص ۲۵۴) در خصوص امیرولی چنین نوشته است: «بنا بر وصیت خود امیرمحمود {مقرر شد} پسر ارشدش امیرولی حکمران گردد . او در آن روزگار{ که} زمانه از سلاطین جور خالی بوده ، بنای آبادی را باز به شهر خوی میاندازد و آنچه که در قوه ایشان بوده سعی در تعمیر شهر و از مقابر اجدادش مینماید تا اینکه اجل را درک کرده و عالم فانی را وداع نمایند در یکی از محلات خوی مدفون میباشد و مزارش زیارت گاه خاص {و} عام است. در السنه افواه مشهور است به پیر ولی. گنبد و بارگاهی داشته الان باز مسجد و صندوقی دارد و محل اجابت دعا.»
نتیجه گیری
با جمع بندی موارد ذکر شده و منابع و شواهد آورده شده که البته شمهای بیش نبود بر صاحبان تعقل و خرد پوشیده نمیماند که صاحب قبر امیر ولی خان دنبلی از حکام مشهور و محبوب القلوب در خطه خوی و در نیمه نخست قرن نهم هجری است و انتصاب این قبر به هیچ وجه من الوجوه به پهلوان محمود خوارزمی مشهور به پوریای ولی (مدفون به شهر خیوه از توایع استان خوارزم در کشور ازبکستان) امکان پذیر و صحیح نیست و بر متولیان میراث فرهنگی و بزرگان اهل علم و تاریخ منطقه آذربایجان به ویژه اهالی خوی و دانشگاهیان و اهل تحقیق واجب است که سنگ قبرجعلی منسوب به پوریای ولی را برداشته نقاب غبارفراموشی از چهره این مزار بزدایند و آرامگاهی با سنگ قبری مناسب به همراه شرح حالی صحیح از امیرولی خان دنبلی جایگزین و نصب نمایند و درحفظ و آبادانی محوطه تاریخی پیرامون این قبرهم همت گمارند. لازم بذکر است که بنده بعنوان یک محقق خرد درراستای و ظایف ذاتی کارم در خصوص زدودن غبار تحریفها و اغلاط از روی حقایق و نمایان ساختن چهره واقعی تاریخ، در محافل علمی مقالاتی چند در این خصوص نگاشتهام و مساله را دنبال نمودهام و در پایان بیان داشته که تمام مسوولیت بارعلمی این نوشتاربرعهده نویسنده است و باکمال خرسندی و افتخار مشتاقانه در انتظاراظهارنظرفرهیختگان و اهل فن هستم وهرگونه کمکی از بنده ساخته باشد باطیب خاطردریغ نمیکنم. باشد که حقیقت دربطن جامعه جاری و ساری گردد و نسل امروز و آیندگان از پیشینه پربار خود بدرستی آگاه و در حفظ و نگهداری آنها کوشا باشند.

نوشته مزاری که به اشتباه به پهلوان پوریای ولی نسبت داده میشود اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته تکمیل اطلاعات ناقص نسخ خطی عراق در «معجم المخطوطات العراقیه» اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>این فهرستنگار سال گذشته کتاب «معجم المخطوطات العراقیه» را منتشر کرد که این کتاب هماکنون به مرحله دوم سیوهفتمین دوره جایزه کتاب سال راه یافته است. گفتوگویی که در ادامه میآید درباره این کتاب و دیدگاه درایتی درباره فهرستنگاری است.
روی نسخههای خطی و مخطوطات کشورهای عربی به خصوص عراق تاکنون تحقیقات زیادی صورت گرفته است. «معجم المخطوطات العراقیه» چه تفاوتی با آن آثار دارد؟
در اثر همپوشانی زیادی که میراث عراق با میراث ایران دارد به نظرمیرسید که باید به آن توجه خاصی شود. به دلیل حکومت شیعهنشین عراق، رفت و آمد علمای ایران به عراق و بالعکس بسیاری از آثار شیعه که در عراق تولید شده به دست ایرانیان بوده است. به دلیل تکمیل کردن میراث ایران و بخش مربوط به عراق لازم بود توجهی به این میراث شود.
دسترسی به آثاری که در عراق منتشر شده بود _ حتی یافتن برخی مطالب _ بسیار مشکل بود. در طول سالهای قبل بسیاری از میراث عراق، قابل دستیابی پژوهشگران ایرانی بود و لازم بود که اثری با این محتوا منتشر شود. کار «فنخا» که به پایان رسید، احساس کردم در این حوزه به منابع و ماخذی بیشتری نیاز است. بعد از چندین سال گفتوگو و تفحص در نتیجه «معجم المخطوطات العراقیه» منتشر شد. مجموعه اطلاعاتی که در این کتاب معرفی شد حدود ۷۵ هزار نسخه است که ۵ هزار نسخه فارسی و باقی آن عربی و زبانهای دیگر است. کاری که در ایران به عنوان «دنا» و «فنخا» آغاز شد، استاندارد درستی در حوزه میراث مکتوب بود و تلاش کردیم مجموعه مخطوطات عراق را هم معرفی کنیم که آن کار هم به زبان عربی تهیه شده بود و امیدواریم بتواند مورد توجه کارشناسان قرار گیرد. امیدواریم در آینده در ایران بتوانیم استانداردی برای نشر میراث مکتوب داشته باشیم.
مخطوطات را بیشتر از چه مراکزی معرفی کردید؟
اطلاعات کتاب بیشتر از فهارسی بود که در عراق در شصت سال اخیر منتشر شده بود. هدف در کاری که انجام شد این بود که امکان آدرسدهی و رفرنس (ارجاع) درست وجود داشته باشد. برخی اطلاعات آثار دیگر در این زمینه ناقص بود که امکان تکمیل آن از طریق این کتاب امکانپذیر شد. به صورت معمول اگر دقت کرده باشید در «معجم المخطوطات العراقیه» یک آدرسدهی به صورت مشخص دیده میشود و مجلات، فهرست و یا سیاق که در آن آمده قابل دسترسی است. در این کتاب دقت شده که هیچ مطلبی بدون ماخذ نقل نشود. کاری که صورت گرفته این بوده که با استفاده از اطلاعات دیگر این کتاب تکمیل شود.
از نسخههای خطی فارسی در این اثر گفتید. این کتاب از این نظر چه تفاوتی با فهرستنویسیهایی دارد که در این محدوده جغرافیایی قبلا تدوین شده بودند؟
تلاشی جدی برای شناسایی نسخههای خطی فارسی در این کتاب شده است. مجموعه ماخذی که در اختیار ما قرار گرفت حدودا ۵۰۰۰ نسخه خطی فارسی بود که در این مجموعه مورد بررسی قرار گرفت. بخشی از فهارس در عراق منتشر شده بود و با استفاده از اطلاعات آنها تلاش کردیم این اطلاعات ناقص را تکمیل کنیم. قاطعانه میگویم هیچ اطلاعات در این مجموعه از کتابهای دیگر وجود ندارد، مگر اینکه اسم کتاب و یا اسم مولف آن در این اثر تکمیل شده است. تقریبا همه اطلاعات تکمیلی استفاده شده و اگر به فهارس دقت کنید و آنچه در «معجم المخطوطات العراقیه» آمده تفاوتهای عمدهای میان این اثر و آثار قبل از آن مشاهده میشود. برخی اطلاعات این مجموعه در نسخهها وجود داشت و این امکان را برای ما فراهم میکرد اطلاعاتی را که ناقص بود را کاملتر کنیم.
نسخهشناسیهای موجود در فهرستنویسی مخطوطات عراقی بیشتر در شهرهای نجف و کربلا صورت گرفته است، ولی شما در کتابتان در شهرهای دیگری موصل و سلیمانیه هم نسخهها را شناسایی کردهاید. وضعیتها نسخههای خطی در شهرهای عراق چگونه است؟
تلاش کردیم از هر نسخهای در عراق به غیر از نجف و کربلا، اطلاعات به دست آمده را بررسی کنیم. این انحصار تنها محدود به کربلا نیست و بزرگترین مرکزی که مخطوطات عراق در آن نگهداری میشود، بغداد است. این شهر بیشترین حجم نسخهها را دارد و بعد از آن در سلیمانیه. در این کتاب سعی کردهایم حتی در شهرهای دور که فهارس منتشر شده استفاده شود و آنچه که در کل عراق میتوانستیم اطلاعاتی به دست بیاوریم در این فهرست آوردهایم.
با تجربهای که شما از تالیف کتابهای فهرستواره «دنا» و «فنخا» دارید، وضعیت فهرستنویسی را چگونه میبینید. موسساتی مانند کتابخانه ملی، کتابخانه مجلس شورای اسلامی و کتابخانه مرعشی در سالهای اخیر در زمینه این فهارس کارهای زیادی کردهاند. اما جای این پرسش است آیا از لحاظ کیفی هم در این باره پیشرفتهایی داشتهایم؟
مشکل عمده ما در فهرستنویسی نسخههای خطی، عدم تبعیت فهرستنویسان از سبکی و سیاق استاندارد است. ما در صد سال اخیر، ۱۵۰ فهرستنگار را در ایران داریم و ۱۵۰ نوع سلیقه معمولا در تنظیم نسخهها میبینیم. البته کارهایی که در یکی دو دهه اخیر انجام شده اندکی با هم نزدیک است و بعضا برخی فهرستنویسان بر سبک خود بدون مبنای خاص عمل میکنند و خیلی اصرار دارند آنچه مد نظر خودشان است را اعمال کنند. در این چند سال اخیر آنچه در مجموعه فهرستنگاری ایران میبینیم نسبت به دیگر کشورهای اسلامی از رشد قابل قبول برخوردار است، ولی مشکل اینجاست که در فهرستهای ما زیادهنویسی و کمنویسی زیاد است. طبیعتا فهرستنگار اطلاعات اضافی را نباید منتقل کند و اگر این اطلاعات، اطلاعاتی تکراری است باید به حداقل بسنده کند. هنوز مشکل ما این است اصول و سبکی مشخص در فهرستنگاری نداریم. در «فنخا» و «دنا» سعی کردهایم اصول فهرستنویسی را رعایت کنیم و این اصول مورد توجه فهرستنویسان قرار گیرد تا فهرستنویسی از پراکندگی کاری خارج شود.
این مشکل که روش استانداردی برای فهرستنویسی وجود ندارد سالهای سال است که دیده میشود. چرا این مشکل به دست افراد صاحب نظر و نهادهای مسئول این موضوع حل نمیشود؟
من تصورم همیشه این است وقتی یک استانداردی را تعریف میکنیم دو راه بیشتر نداریم؛ با نگرشهای متعدد سعی میکنیم همدیگر رو قانع کنیم که این کار با تعصبی که برخی از فهرستنگاران به کار خود دارند خیلی استقبال نمیشود و راه دوم این است اصول و استانداردها را به خوبی بشناسیم و سعی کنیم در اطلاعات انبوه اثر تولید کنیم و به مرور همه قانع شوند که این چارچوبها را رعایت کنند. ۷۰۰ فهرست در این صد سال منتشر شده است که بخش زیادی غیر قابل استفاده و بخشی غیر قابل دستیابی است. این فهرستنویسان میتوانند خیلی از اطلاعات را منتشر نکنند. برای من بسیار مهم بود که فنخا استاندارد لازم را داشته باشد و همه قواعد در آن فراهم شود تا ما بتوانیم سبک و سیاق دوستان فهرستنگار را هم تغییر دهیم.
کتاب «معجمالمخطوطات العراقیه» چند سال زمان برد و چه مشکلاتی در تدوین آن داشتید؟
با تمام اطلاعاتی که در اختیار داشتم ۱۵ سال زمان صرف نگارش این کتاب شد. یک پایه قاعدهمند در اختیار من بود و مشکلات و احتمالات مسیر کار را میشناختم. این کار ما را در تنظیم اطلاعات مربوط به «معجم المخطوطات العراقیه» آسانتر کرد.
در حال حاضر چه اثری در دست تالیف دارید؟
اثری که هماکنون در حال پژوهش آن هستم یک کار درازمدت درباره میراث فارسی جهان است. این کتاب با مشارکت کتابخانه ملی انجام شده است. مرحوم احمد منزوی «فهرست نسخههای خطی پاکستان» را تهیه کرده بود و ما میراث فارسی هند را در دست داریم که بتوانیم نقش شبه قاره در گسترش میراث فارسی را داشته باشیم. در این اثر میراث فارسی شبه قاره، ترکیه و ماورالنهر را اولویت دادیم تا بعضی آثار مفقود را به دست بیاوریم. این مناطق نقش زیادی در گسترش زبان فارسی داشتهاند و در نهایت به میراث فارسی جهان که قابل دسترسی باشد خواهیم پرداخت.

نوشته تکمیل اطلاعات ناقص نسخ خطی عراق در «معجم المخطوطات العراقیه» اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>...
نوشته هاریسونسوزی و این همه خوشحالی! اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>در گزارش دینکرد که به زبان پهلوی میانه نگاشته شده، آمده است که اسکندر تمامی نسکها و کتابهای مغان را به جز آنان که در رابطه با پزشکی و ستارهشناسی بود سوزاند و باقی مانده را به زبان یونانی برگرداند و به کتابخانه اسکندریه منتقل ساخت.
و ابن خلدون هم درباره کتابسوزی اعراب میگوید: «وقتی سعد ابن ابی وقاص به مداین دست یافت در آنجا کتابهای بسیار دید. نامه به عمر ابن خطاب نوشت و در باب این کتابها خواست. عمر در پاسخ نوشت که آن همه را به آب افکن که اگر آنچه در این کتابهاست سبب راهنمایی است خدا برای ما راهنمایی فرستاده است و اگر در آن کتابها جر مایه گمراهی نیست خداوند ما را از شر آن ها در امان داشته است. از این سبب آن همه کتابها را در آب یا در آتش افکندند.» (زرینکوب، دو قرن سکوت – ص ۹۸ )
همچنین ابوریحان بیرونی در کتاب «آثارالباقیه عن القرون الخالیه» چنین مینویسد:
«وقتی قتیبه ابن مسلم سردار حجاج بار دوم به خوارزم رفت و آن را باز گشود هرکس را که خط خوارزمی مینوشت و از تاریخ و علوم و اخبار گذشته آگاهی داشت از دم تیغ بیدریغ گذراند و موبدان و هیربدان قوم را یکسره هلاک نمود و کتابهاشان همه بسوزانید و تباه کرد.» (صفحه ۳۵،۳۶،۴۸)
زندهیاد دکتر عبدالحسین زرینکوب در کتاب «دو قرن سکوت» با تحلیلی به بررسی کتابسوزی میپردازد و میگوید: «شک نیست که در هجوم تازیان، بسیاری از کتابها و کتابخانههای ایران دستخوش آسیب فنا گشته است. قراین و شواهد نشان میدهد که عرب از کتابهایی نظیر آنچه امروز از ادب پهلوی باقی مانده است فایدهای نمیبرده در این صورت جای شک نیست که در آن گونه کتابها به دیده حرمت و تکریم نمیدیده است. نام بسیاری از کتابهای عهد ساسانی در کتابها مانده است که نام و نشانی از آنها باقی نیست…» (ص ۹۷ و ۹۸)
همچنین در جریان حمله سلطان محمود غزنوی به ری بخشی از کتابخانه بزرگ ری به آتش کشیده شد و بخشی دیگر به بخارا یا به نقلی دیگر به غزنین انتقال یافت.
در «دانشنامه کتابخانه و دانش اطلاعات» آمده است: به وسیله قبایل مغولان و تاتارها (۱۲۲۰ میلادی)؛ آنها مساجد را تبدیل به طویله اسبانشان کردند، کتابخانهها را سوزاندند و از نسخههای گرانبها به عنوان سوخت استفاده کردند.
اما کتابسوزیها تنها منحصر به قرنهای اول هجری و فتوحات نیست، احمد کسروی و پیروانش در انجمن «باهماد آزادگان»، در چله زمستان (اول دیماه) مراسمی را تحت عنوان «جشن کتابسوزان» راه میانداختند و کتابهایی چون دیوان حافظ، خیام، مولوی و نثرهایی چون گلستان سعدی و شماری از دیگر نوشتهها را زیانمند میدانستند و بنابودی آنها میکوشیدند و به آتش میزدند.
بر طبل شادانه بکوب!
چند روز پیش انتشار فیلمی در فضای مجازی واکنش اهالی دین و علم را به شدت برانگیخت. فردی به نام عباس تبریزیان که لباس روحانیت بر تن دارد یکی از کتابهای مرجع پزشکی را با حضور جمعی از مردم به آتش میکشد. به گفته خودش مراسمی نمادین است برای تمام شدن طب شیمیایی در جهان. ظاهرا افراد از همه سنین حضور دارند؛ صدای کودکی از میان فیلم به صورت نامشخص به گوش میرسد. (مشخص نمیشود به چه دلیلی این کودک در این سن در این مراسم نمادین حضور دارد؟) صدای زنی به گوش میرسد و در پایان عدهای که با خوشحالی کتاب را پاره میکنند.
اینکه تبریزیان به هر دلیلی کتاب هاریسون را آتش میزند، دیگر برای کسی حائز اهمیت نیست چون جامعه علمی کشور این کار را نشان از این میداند که این فرد تنها قصد جلب توجه دارد. اما جای این پرسش است چرا با وجود گسترش سواد عمومی، فضای مجازی و شبکههای اجتماعی هنوز هم عدهای از این افراد تبعیت میکنند؟
آتش زدن کتاب اوج استیصال یک فرد است
سید جواد میری، جامعهشناس در گفتوگو با خبرگزاری ایبنا با تحلیل این اتفاق، این جریان را برای جامعه مضر نمیداند و میگوید: چند وقت قبل یک کشیش در آمریکا قرآن را آتش زد، چون معتقد بود تمام مسائل و مشکلات جهان به خاطر قرآن است. این کار او به این معنا نیست که جامعه آمریکا به یک قهقرا رفته است که اینگونه با قرآن رفتار میکند. جامعه ما بسیار متکثر است. وجود فردی مثل تبریزیان فینفسه مسئله مهمی نیست، آنجا باید نگران شویم که دیدگاه این فرد موتور حرکت جامعه شود. برای مثال فردی یا جناحی قدرت را به دست گرفته که با پزشکی مدرن به طور کل مخالف باشد. این اتفاق هماکنون در جامعه نیفتاده و به نظر من آتش زدن این کتاب اوج استیصال این فرد را نشان میدهد و حکایت از آن دارد که جامعه با تمام سختیهایی که هماکنون دارد چقدر قوی شده است که به این موضوع انتقاد میکند.
او میافزاید: از این موضوعات میتوانیم نتیجه بگیریم که نهاد پزشکی آن قدر قدرت دارد که این افراد هماکنون نمیتوانند کاری کنند، ولی اگر ۲۰۰ سال پیش بود شاید افراد زیادی دنبالهرو آنان بودند. پس بیش از آنکه نگران باشیم که جامعه ما به کجا میرود، ما باید خوشحال باشیم که جامعه چنین واکنشی نشان داده است. این موضوع نشان میدهد نهادهای اجتماعی قدرت پیدا کردند و مانند صدسال قبل این اعتقادات دیگر یکهتاز جامعه نیستند.
میری در پاسخ به این پرسش که با وجود رشد سواد اجتماعی و فضای مجازی چرا جهل برخی از افراد را نمیتوان از بین برد؟ میگوید: ما فتوای کلی نمیتوانیم بدهیم. برای مثال اگر در یک دهه اخیر بگوییم یک میلیون دچار بیماری سرطان شدند، آمار این بیماران را بررسی کنیم میبینیم ۹۹۰ هزار نفر پروسه عرف درمان مدرن را طی کردهاند. شاید بگوییم از این میان هفتهزار نفر سراغ طب سنتی رفتهاند. اگر این عده را در ترازو بگذاریم میبینیم جهل جامعه نیست.
پزشکی قدرتمند مدرن با سوزاندن کتاب از بین نمیرود
او با بیان اینکه علاوه بر درمان، طب مدرن پشتوانه اقتصادی دارد اضافه کرد: زمانی که یک دارو را میبینیم، تنها یک دارو نیست، یک تکنولوژی پشت آن وجود دارد و این تکنولوژی که محصول آن دارو است شبکههای مالی و شرکتهای فراملیتی است که نسبت به پزشکی جدید همافزایی یافتهاند. این پزشکی با سوزاندن کتاب از بین نمیرود. این کتاب یکی از محصولهای پزشکی جدید است. طب سنتی اگر در ایران ملی شده است به خاطر این است که ربطی به بازار ایران و جهان ندارد، چون ربطی ندارد حذف میشود؛ همانطور که اقتصاد فئودالیته حذف شد و اقتصاد بازار جای آن آمد و یا همانگونه که بورژوازی از بین رفت چون پشتوانه درستی نداشتند.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ادامه داد: پل فایرابند (فیلسوف آلمانی) صحبتی دارد؛ میگوید: جایگاهی که علم جدید دارد تنها به دلیل منطق قوی خودش نیست، به دلیل این است که ساخت ارتباطی قوی با بازار پیدا کرده و توانسته است باقی رقبا را حذف کند. حتی اگر به جادو هم اینقدر بها میدادند مدلهای مدرن و پستمدرن از آن ارائه میشد. از این منظر طب سنتی چینی به عنوان طب جانشین جای خود را باز کرده است و به این به معنا نیست که مردم چین علم مدرن را کنار بگذارند. آنچه ما باید در ایران مطرح کنیم و متاسفانه دست عقلا هم نیست و توسط عدهای ناآشنا مطرح میشود این است که جایگاه علم جایگزین در ایران کجا میتواند باشد؟
چرا طب سنتی ما در جهان مطرح نیست؟
میری با بیان اینکه طب سنتی باید به عنوان یک طب میانرشتهای مطرح شود، گفت: ما باید از علم جایگزین خودمان در سطح ملی صیانت کنیم و هم مانند طب چینی بتوانیم این علم در جهان جایگاهی داشته باشد. این موضوع نیازمند این است که آکادمی پزشکی با مردمشناسان و جامعهشناسان ارتباطی برقرار کند و با این علم میانرشتهای آن را مفهومسازی کند و در سطح دانشگاه به عنوان یک رشته مدرن به عنوان یک علم جدید قرار دهد. در کشورهایی مانند هند، چین و ژاپن از این منظر وارد شدهاند. اما اگر به هیجانها دامن بزنیم جامعهای که در هیجانهای خودش زندگی میکند، نمیتواند تعقل بورزد.
او در پاسخ به این پرسش که در سالهای اخیر به روند اسلامیسازی علوم انسانی تاکید شده است، اما چرا اسلامیسازی در طب عملا نتوانسته پاسخگو باشد؟ میگوید: علم طب ارتباط و پیوستگی را با تکنولوژی در سطح جهانی دارد. اسلامی کردن علوم تنها در ایران نیست. سیدحسین العطاس در مالزی و سید حسین نصر در آمریکا سالها است که این مبحث را مطرح کرده بودند. این بحث، بحثی قدیمی است و به نظر من بیش از آنکه جامعهشناسی از منظر اسلامی باشد این فقاهتی کردن علوم اجتماعی بود. یعنی فقها چون قدرت سیاسی را داشتند تلاش میکردند علم را در ذیل فقه مطرح کنند و اتفاقا این بسیار موضوع خوبی است، اما نامش دیگر علوم اجتماعی نمیشود و باید به آن بگوییم فقهالاجتماع. در جامعهشناسی مشاهدات تجربی هم داریم. در حقیقت فقهالاجتماع به عنوان یک پاردایم (الگو) است و این پاردایم گفتوگوی فرهنگی را معنا میکند و هرکدام ساحت خودش را دارد.
این جامعهشناس با تاکید بر اینکه نباید امثال تبریزیان و طرفدارانش را به کل اجتماع تعمیم دهیم، ادامه میدهد: در سال ۱۸۲۰ عنصر تکنیک و صنعت به مثابه یک «نوع» وارد تمدن بشری شد. این صنعت آرام آرام معادلات را به هم زد. برای مثال کشاورزی هماکنون وجود دارد، ولی دیگر کسی در عصر کشاورزی زندگی نمیکند. این تحولات مدرن اصالتی دارد و چون مبتنی بر موتور تحولات تاریخی است با اراده هیچ کس نمیتواند تغییر کند و هرکس وارد آن شود آرامآرام از درون متحول میشود. ما هم ۴۰ سال از منظر تاریخی نگاه کنیم تحولات زیادی کردهایم. در واقع پرداختن به مسائل حاشیهای و تعمیم آن به تغییر و تحول اجتماعی کاری نادرست است و نباید بگوییم که جامعه ایران دچار یک جهل شده است.
کتابسوزی در هر مدلی محکوم است!
زمانی که از کتابسوزی صحبت میکنیم قطعا منظورمان سوزاندن یک شی نیست، غرض از بین بردن تلاشهای یک نویسنده، مترجم و ناشر است و عملی که تنها جهل فرد کتابسوز را به اثبات میرساند. این رفتار تنها منحصر به کشور ما نیست و در سطح جهان هم بارها شاهد آن بودهایم که افرادی به دلیل تعصبات کورکورانه کتب مقدس سایر ادیان را به آتش کشیدهاند.
در این باره شاید بهترین سخن از زبان رسول جعفریان، استاد تاریخ دانشگاه تهران است ـ که در واکنش به سوزاندن کتاب «هاریسون» توسط تبریزیان ـ گفته است: «اقدام به کتابسوزی، این عمل مشمئزکننده، همیشه کار افراد جاهل و افراطی بوده است، کسانی که هیچگاه، در هیچ مدلی، چه از نوع کسروی با آتش زدن آثار ادبی، و این شخص، با آتش زدن یک کتاب علمی، در پیشگاه ملت فرهیخته ایران، جایی نداشته و ندارند.»

نوشته هاریسونسوزی و این همه خوشحالی! اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته با فرود عباسیان در این کتاب موافق نیستم/ استفاده آمریکا از الگوی حکومت عباسی اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته با فرود عباسیان در این کتاب موافق نیستم/ استفاده آمریکا از الگوی حکومت عباسی اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته با عوامل گسترش اقتصاد غیر قانونی آشنا شوید اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته با عوامل گسترش اقتصاد غیر قانونی آشنا شوید اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته جشن رونمایی کتاب «اخلاق؛ رویکردی کثرتگرایانه به نظریه اخلاق» اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته جشن رونمایی کتاب «اخلاق؛ رویکردی کثرتگرایانه به نظریه اخلاق» اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>در این نشست فرشاد مومنی، مهدی محسنیانراد، محمد درویش، محمدجواد مرادینیا و علی دهباشی سخنرانی میکنند. همچنین موسیقی ...
نوشته شب مرتضی فرهادی برگزار میشود اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>windows 7 home basic
tiktok takipçi satın al
نوشته شب مرتضی فرهادی برگزار میشود اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته کتاب «تتبعات» اثر مونتنی به پیشخان آمد اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نگارش، صورت قضاوت مداوم ـ اما نه ثابت و یکدست ـ میشود. شناخت انسان به مثابه موجودی واقعی ارزشی متعالی درمیآید و چشمانداز سعادتی را نوید میدهد که مهاربندی مادی آن مسلم است: دم را غنیمت شمردن، جستوجوی لذت طبیعی و زیستن با طبیعت.
کتاب تتبعات مونتنی، در پرتو کنجکاوی و روشنبینی او در قبال عصری تیره و هیجانانگیز ـ عصر کشف ارض جدید، تجدد و ضد تجدد، رونق هنر در سراسر اروپا، بازشناخت تمدن باستان و انقلاب کوپرنیکی ـ و هم، به یمن طراوت زبان و داوریهای بدیع، درخور آن است که امروز نیز مانند دیروز خوانده شود.
کتاب تتبعات شامل سه بخش جداگانه است. بخش اول: پيرامون بيان موقعيت زمانی پيدايش اين اثر از زبان مونتنی است و بخش دوم با عنوان کاوشگری دور از سرسختی، بيان احوالات و تفکرات وی و در نهايت بخش پايانی با عنوان خرامی شاعرانه و پر جست و خيز در خصوص نگارش کتاب و سخنهای وی در خصوص نوشتن است.
کتاب تتبعات(گزیده) از مونتنی را احمد سمیعی( گیلانی) به فارسی برگردانده و انتشارات نیلوفر آن را در ۲۳۱ صفحه و با قیمت ۴۵۰۰۰ تومان به بازار کتاب عرضه کرده است.

نوشته کتاب «تتبعات» اثر مونتنی به پیشخان آمد اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته کنفرانس بینالمللی فلسفه نژاد و بیعدالتی نژادی برگزار میشود اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>
نوشته کنفرانس بینالمللی فلسفه نژاد و بیعدالتی نژادی برگزار میشود اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته اندیشههای سیاسی در دوره قاجار از روزگار عباس میرزا تا عصر مشروطه اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>نوشته اندیشههای سیاسی در دوره قاجار از روزگار عباس میرزا تا عصر مشروطه اولین بار در انتشارات بوکتاب. پدیدار شد.
]]>